تبليغاتX
خواف سرزمین میراث های ماندگار
خواف سرزمین میراث های ماندگار

خواف رایانه توسط ح.ط ساخته شده است
 
 
حفیظ

سلام به همه بروبچه های خوافی خیلی خوشحالم که به شهرتون علاقه دارید .
قابل توجه بقیه ایرانی ها شهرستان خواف یکی ازباحال ترین شهرهای استان خراسان رضوی است که در250 کیلومتری مشهد قرار دارد .با مردمی خون گرم و مهمان نواز آماده رویارویی باتمامی مردم جهان

www.khaf-computer@yahoo.com

 

موضوعات

به خواف رایانه خوش آمدید.

تماس باما

خدمات کامپیوتری سروش{خواف×خیابان خواجه يار}طالعی

 

پیوند ها

خدمات کامپیوتری سروش

سرزمین میراث های ماندگارخواف

زندگاني حضرت محمد

وبلاک فرهنگی اجتماعی سرزمین جام

 

مطالب اخير

خواف شناسی

گردشگری در شهرستان خواف

خواف شناسی

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

www.khafcomputer.blogfa.com
 
 

خواف شناسی

 

هدف ازاین وبلاگ آشنایی مردم با تاریخچه ومناطق دیدنی شهرستان خواف می باشد.

با نظراتتان به پیشرفت وبلاگ کمک کنید.

باتشکر: مدیر وبلاگ

دوشنبه هفتم آبان 1386 |

 

گردشگری در شهرستان خواف

گردشگری در شهرستان خواف

در اين قسمت ضمن معرفي آثار تاريخي مهم منطقه  نقش توريستي آن به بررسي و شناخت كلي نقاط تفريحي و ديدني شهرستان خواهيم پرداخت :
1- يكي از آثار عمده تاريخي و ديدني شهرستان خواف قصر بلقيس (كوشك سلامي )مي با شد كه در دهستان سلامي در 25 كيلومتريشمال شهرستان خواف و90كيلومتري شهرتربت حيدريه واقع شده است .اين اثر يكي از آثار و بناهاي باستاني است كه حكايت از اهميت و اقتدار سياسي ،اجتماعي ديار خواف در گذشته داشته كه امروزه ما را به سوي تاريخ كهن منطقه فرا خوانده و ياد روزگاران گذشته را در دل هر جوينده اي زنده و پويا مينمايد
در باره تاريخ دقيق ساخت اين بنا اطلاع مستندي در دست نيست ليكن تا آنجا كه مشخص است حدود 800 سال پيش ملك زوزن آنرا در سال 607 ه-ش تعمير كرده است كه اگرفرض كنيم قبل از تعمير حداقل 100 سال براين بنا گذشته باشد . بتابر اين مي توان ساخت آنرا به ابنيه قرن ششم نسبت داد .
اين بناي عظيم در طول عمرش فراز و نشيبهاي متعددي را بخود ديده و آخرين سندي كه از رونق آن خبر مي دهد حمله ازبكان به خواف و مقاومت گنج علي خان حاكم سلامي در اين قلعه به سال 998 ه- ق است ( مراحعه شود به وقايع تاريخي ) و پس ارآن هيچ اطلاعي در اين باره وجود ندارد . جز تلي خاك كه كشاورزان از خاكشوره آن جهت تقويت مزارع استفاده مي كردند تا سرانجام در سال 1326 ه.ق مرحوم محمد قريشي مالك ده سلامي پس از تفحص در سوراخهاي غار مانندي كه در دل تپه خاك ايجاد شده بود كمدر همت به حفاري آن گرفته و بعد از 4 سال تلاش تمام آخر الامر در سال 1330 شكل و هويت ظاهري كوشك سلامي را به شكل كنوني درآورد و بازسازي مي نمايد . اين بنا دو طبقه مي باشد كه يك طبقه كم وسعت كوچك نيز كه محل خان نشين بوده و بر روي طبقه قرار دارد . كه اين طبقه از بين رفته بود و توسط مرحوم قريشي از نو ساخته شده است.
ساختمان بنا در ابعاد 35×30 متر و ارتفاع حدود 12 متر از سطح زمين ساخته شده است ديواره هاي قطور و حجيم اين بنا 8/3 تا 4 متر پهنا داشته و از درون آن پله هايي جهت رسيدن به طبقات بالاتر به گونه اي طراحي شده كه براحتي مي توان سواره بر اسب پشت بام رفت .
2- بند سلامي
ازديگر بنا هاي قديمي خواف و بخصوص دهستان سلامي بند قديمي و تاريخي آن بوده كه از سنگ و ساروج در دهانه اي به عرض بيش از 20 متر پرشده است به استناد اصطخري و حمدا… مستوفي ملك محمود سيستاني در زمان حكومت خود آنرا بازسازي نموده است و در زمان خواجه نظام الملك خوافي در قرن نهم بازسازي شده كه در بخش منابع شهرستان در اين رابطه توضيحات كاملي داده شده است .
بند سلامي در شش كيلومتري شمال شرقي سلامي و 31 كيلومتري شهر خواف از بناهاي عظيم و باشكوه گذشته اين ديار بوده كه در سال 1316 ه-ش توسط مرحوم قريشي براي بار سوم تعمير و بازسازي گرديده و از آن به بعد با درختكاري پايين دست سد و ايجاد فضاي سبز و تفريحي ، يكي از مراكز عمده تفريحي به حساب مي آيد و در فصل بهار و تابستان ، روزانه پذيراي چندين خانواده هز سراسر شهرستان و ساير نقاط كشور مي باشد اين محل با توجه به موقعيت گرم و خشك اقليمي منطقه و دسترسي مناسب يكي از مراكز بااستعداد و بالقوه و فعال شهرستان بوده كه زمينه هاي زيادي از نظر توسعه صنعت توريست ، پرورش ماهي ، تأمين آب، تعدادي از روستاها را داشته و بنابراين لازم است در تمامي ابعاد سرمايه گذاري مناسب گرديده تا استفاده بهينه ازآن به عمل آيد .
مسجد زوزن : يكي از بناهاي رفيع و تاريخي خواف كه در بستر وسيع دشت زوزن با قامتي استوار قد برافراشته و سپر باد و باران قرار گرفته است مسجد زوزن مي باشد . اين مسجد در زمان ملك زوزن و دهه اول قرن هفتم هجري احداث گرديده و قامت استوار اين بنا در دو ايوان رو در رو و با فاصله 45 متر از يكدگر واقع شده سقف اين ايوانها دستخوش حوادث طبيعي گرديده و ديواره هاي بجا مانده از آن حدود 20 متر ارتفاع دارد عظمت و شكوه مسجد زوزن نه در اين دشت خشك ، بلكه در سطح استان خراسان بي نظير بوده و مانند خويش سراغ ندارد . از هر سوي دشت كه بدين نقطه نظر كني ، عظمت ديوارهاي مخروبه مسجد زوزن را مشاهده مي نمايي كه براثر تيغ حوادث طبيعي ، داغ بي اعتنايي بينندگان بر از دست رفتن آثار تاريخي و فرهنگي و اسلامي اين سرزمين دارد.
داخل راه رو از دو راه رو عمود بر هم به شكل +بعلاوه تشكيل گرديده كه به داخل هر قسمت دو اتاق بزرگ باز ميشود . اين اتاقها هركدام داراي يك پنجره به بيرون ساختمان بطور مايل بوده كه راه را بر نور مستقيم آفتاب و گلوله و ديد به داخل اتاق از بيرون سد كرده واز داخل مسلط بر اوضاع بيرون ميباشد .اين سبك معماري علي رغم رعايت مسائل امنيتي و نظامي مساعدت كامل با شرايط اقليمي منطقه داشته ونه در تابستان نيازي به وسايل خنك كننده دارد ونه در زمستان محتاج وسايل گرمازا ميباشد همينطور سقف بنا نيز داراي دو پوشش بوده كه فضاي بين آنها خالي و جريان هوا برقرار است .
بعد از خاك برداري اطراف اين بنا توسط مرحوم قريشي ،باغ وسيع بر گرد آن ساخته شد كه در درون وي ،جوي هاي متعددي از آب روان است ،و كاجها و درختان ميوه در اطراف آن سر به فلك كشيده و كوشك را همچون مادري مهربان در آغوش گرفته است ،بر جلوي اين باغ بزرگ نيز جوي آبي از بند سلامه جاري است و درب اين مجموعه بر روي عموم باز است .
قصر سلامه به همت والاي قريشي از گذشته تا كنون ،روزانه پذيراي چندين تن از سياحان ،مسافران ،محققان ،توريستها و بازديد كنندگان متعددي است كه از اين بنا و منطقه بازديد به عمل مي آورند ودر اينجا مورد پذيرايي ومهمان نوازي قرار مي گيرند .در هر حال يكي از آثار تاريخي ارز شمند منطقه خواف كوشك سلامي است كه با منظره زيباي خويش سالانه چندين هزار نفر را به خود جلب نموده واز نقاط ديدني عمده شهرستان خواف به شمار ميآيد .
بطوري كه اولين محل جلب توجه هر تازه واردي محسوب ميگردد به حق هم در عظمت و قدمت اين بنا و نوع معماري آن جذبه اي است كه هر بيننده و اهل پژوهش و تحقيقي را به خود فرا خوانده ، تا بر پيكره پير حوادث ديده اش نظاره كنند و بر هبر و ذوق و سليقه سازندگانشآفرين گويند .
محلات شهر و نحوه توذيع خدمات محله اي :
شهر خواف از 16 محله قديمي و جديد شكل گرفته است . تعدادي از اين محلات كه هسته مركزي شهر را تشكيل مي دهند سابقه و قدمت بيشتري دارند و تعدادي از آنها در 30 سال اخير بوجود آمده اند عمده ترين محلات شهر به شرح زير گزارش مي شود .
1- محله مزار شيخ شهاب الدين معروف به باباي عبدال :كه داراي آرامگاه حافظ ابرو مو رخ و جغرافي دان معروف كه از شهرت جهاني بر خوردار ميباشد .مسجد باستاني ،حوضا انبار (كه متاًسفانه بر اثر سهل انگاري تخريب شده است )و بقا ياي قبرسان متروكه .
2- محله مير بسطام:كه مسجد و بقعه مزار معروف بي بي حور و بي بي نور ودرختان تنومند پسته وبنه و بقاياي گورستان شهداي صدر اسلام در آن قرار دارد .
3- محله لليو (لالايان ):كه وجه تسميه آن معلوم نيست وبه دوران قبل از اسلام بر مي گردد . و داراي كوچه ها پيچ در پيچ و سابات و منازل قديمي وچند حوض انبار مي باشد كه در گذشته از محلات فقير نشين شهر بوده و خدمتكاران وبندگان در آن سكونت داشته اند .
4- محله مين ده (ميان ده ) كه داراي بافت تاريخي بوده و منازل قديمي(منزل كلانتر )و حوض انبار دوره تيموري ميباشد (در اين محله اولين مسجد جامع خواف كه بد ستور عارف بزرگ شيخ زين الدين خوافي ساخته شده بو ده كه تا دو سال قبل سالم وپا بر جا بود كه متاًسفانه بر اثر ندانم كاري از بين رفت و هم اكنون مسجدي جديد با آجر و آهن در آن ساخته اند .
5- محله سرده (پا چنار ) :كه زماني مركز شهر خواف بوده و از قديميترين محلات خواف است كه داراي حوض انباركوثر و جوي سلسبيل ، مسجد دوره تيموري ،سقاوه قديمي (پا ياب ) منزل مولانا شمس الدين مطهري ، منازل قديمي ديگر ومدرسه علميه قديمي كه تخريب شده است ، يك حوض انبار ديگر كه اخيراً تخريب شده است ،درختان قطور چنار ،قدمت اين محله بيش از هزار سال ميباشد .
6- محله قلعه سرا :اين محله در گودالي كه محل جمع آوري فا ضلآب بوده است بوجود آمده است كه هم اكنون قسمت اعظم آن باغ است و مردم در آن خانه ساخته اند ،
7- محله خندق :كه در مجاورت محله قلعه سرا و و ميان ده واقع است . گنجعليخان كه قبلاًحاكم خواف بوده اولين حمام را در محله خندق كه با مسجد شيخ زين الدين چند متري بيش فاصله ندارد بنا نمود وهم اكنون تخريب وبقاياي آن در زير خاك مدفون است .
8- محله پايين ده كه در خيابان خواجه يار واقع است ومزار پير خانه با درختان كهنسال عناب و داراي بافتي قديمي و مسجد وحوض انبار ميباشد .
9- محله صوفيان :از محلات قديمي شهر ومحل سكونت عده اي از صوفيان از جمله شيخ صوفي شاعر وعارف بزرگ خوافي كه به سبك شاعر بزرگ شيراز (حافظ )غزل مي سروده در اين محل سكني داشته است .در اين محله حوض انبار و منازل قديمي و در واقع بازار روز شهر خواف در قديم بوده است .
10- محله سله بشي (سالار باشي ). كه محله دهقانان بو ده است وشامل تاًسيسات حوض انبار بزرگ و مسجد كو چك وداراي كوچه ها و ساباتها ي قديمي ميباشد كه اخيراًدر طرح نگهداري بافت تاريخي قديم قرار گرفته است .
11- محله قلعه بلند (ارگ):اين محله به دليل دارالحكومه بودن آن در گذشته محله آبادي بوده است ،چنانچه رضا خان مدرس را براي مدت ده سال به اين محل تبعيد كرد و سر انجام به دليل حمايت مردم از مدرس و تظا هرات عليه رضا شاه نتوانست مدرس را به شهادت برساند و او را به كا شمر منتقل و به شهادت رساندند ، از ارگ قديم فقط يك ديوار بلند و قطور ويك برج دو طبقه بيشتر باقي نمانده است .
12- محله سر تلو:اين محله از قديمي ترين محلات ومركز بيشتر مبادلات از جمله (مبادله كرك،دام و خريد و فروش آن بوده است ،بيشتر آسيابهاي بادي در اين محله ميباشد اين محله نيز داراي كوره آجرپزي بوده است .

۱۳- محله زرع آباد (پشته ریزه) : از مناطق جنوب شرقی خواف ومحل بیشتر باغات بوده وازطرفی به تازگی فلکه ای بنام زرع آباد دردست احداث است که با وجود تخریب زیادی ازباغات هنوز جاده اش ساخته نشده است.
۱۴- محله سعد آباد : در جنوب شرقي شهر واقع شده است.
۱۵- محله سالار ملگا :از محله پشت آسياهان بادي سرتلو بوده و ببيشتر آن اراضي كشاورزي است. 
درختان كهنسال :
در شهر خواف بخصوص در اراضي گورستانهاي متروكه كه در طول زمان مورد كاربريهاي ديگري قرار گرفته است چند درحت كهنسال كه بعنوان سند تاريخي اين شهر همچنان محكم و استوار باقي و برخي عليرغم مردگي همچنان پابرجا ايستاده از نظر قدمت به روايت خبرگان محلي بعضي از اين درختان سابقه 500 ساله و بعضاً 1000 ساله دارند از جمله آنها درخت چنار مسجد پا چنار در محله سرده مقابل مسجد بلال و قدمگاه را مي توان نام برد تعدادي از درختان در نتيجه كاربري اراضي از آب افتاده و خشك شده اند يا ريشه هاي آنها در لايه هاي اهكي قرار گرفته اند كه بناچار مرده اند. اسامي و محل درختان كهنسال شهر عبارتند از :
1-سه كاج كهنسال منزل آقاي حاج عبدالعزيز توكلي. اين درختان 150 ساله به نظر ميرسند.
2-درخت كاج واقع در پشت ساختمان هلال احمر كه خشك شده و از بين رفته است. اين درخت قدمت 700 ساله است كه هم اكنون اثري از آن پابرجا نيست.
مزار و مسجد كبودان :
در چهار كيلومتري شمال شهر خواف و در سمت راست جاده ، آنجا كه جنگلهاي طاق فضاي جنگل گونه اي به كوير داده است مزاري ومسجدي و حوض انباري در كنار هم قرار دارند كه به مزار كبودان مشهور است . در اين محل كه در حال حاضر جز اين سه اثر ديواري بر پا نيست در سابق قصبه آبادي وجود داشته است كه حافظ ابرو ان را به همين نام كبودان از قراء مشهور ولايت خواف به شمرده است. مزار ظاهراً متعلق به سلطان محمود كبوداني از عرفاي ولايت خواف است . بنا يكپارچه برآورده از آجر است. گنبدي بلند بر روي قبر بنا شده وچهار صفه با ضربه آجري فضاي زير گنبد را شكل داده است. صورت قبر به اندازه 5/1 متر ارتفاع گرفته و پهناي آن نيز 5/1 متر و طول قبر نزديك به 6 متر ا ست . ايوان ورودي مقبره به ارتفاع 10 متر و عرض جبهه ورودي نير به همين اندزه است. بعالوه بيوتات متعددي در پيرامون مقبره وجود دارد كه حاكي از آن است كه در زمانهاي پيش زايران و مسافران مي توانسته اند در همين حجره ها اقامت كنند. در جبهه شرقي مقبره و چسبيده به بناي مقبره آثار ساختمان فروريخته اي هنوز وجود دارد كه نشان مي دهد اين جا مسجدي بوده است بسيار زيبا كه با راهروي باريك و ته پوش به داخل مقبره راه داشته است. نگارهاي فوق العاده زيبايي از گچ و نوعي رنگ اخرايي قرمز تمامي محراب و طاق نماهاي اطراف مسجد را زينت داده است .دو گلواره بسيار ظريف و رنگي به گونه گل 8 پر در بدنه ضلع شمالي مسجد ديده مي شود كه نام علي و محمد به صورت تزئيني در مركز دايره اين گلبرگها نوشته شده است . اين گلها هنوز به رنگ و جلوه گلهاي تازه دميده نظر را جلب مي كنند گويي گنجي در ويرانه مسجدو گلي در ناباوري كوير ، مسجد سقف ندارد اما چهار زاويه اش سالم و گچ كاريهاي آن پابرجاست. علت اينكه مقبره هنوز بر سرپا مي باشد و مسجد از هم پاشيده است اين است كه ديوارهاي اصلي مسجد از گل ساخته شده و فقط حواشي ونماها قائم به ستونهايي ازآجر است. در كنار مقبره و مسجد و با فاصله كمي در جنوب مقبره ساختمان آن انباري قديمي به چشم مي خورد كه تبعيت آن از نوع معماري سرطاقها گواه وحدت معمارو همزماني ساختمان آن با بقيه ساختمانهاي اين مجتمع است ساختمان مسجد ومزار سلطان محمود كبوداني به اعتبار زيبايي و ظرافت و ويژگيهايي كه در معماري آن مخلوط بوده است و حداقل به اعتبار اين كه اين دو ساختمان يادگار دياري بر باد رفته است بايد بيشتر از اينها مراقبت مي شد و حالا كه نشده است به گمانم اين چند سطر به نوبه خود تنها چيزي باشد كه از آن همه، به يادگار خواهد ماند و نكته اي كه لازم به ذكر است اينكه در حال حاضر اداره ميراث فرهنگي كار مرمت و بازسازي مزار و مسجد را شروع كرده است و قسمتهايي از آن بازسازس شده است.
مدرسه غياثيه :
مدرسه غياثيه در حاشيه جنوبي روستاي خرگرد و در كنار جاده قرار دارد. زيبايي و استحكام بنا به گونه اي ا ست كه قرنهاي متمادي مركز پرجنب و جوش تعليم و تعلم بوده و باني مدرسه غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ خان تيموري است اين مرد در طولي 40 سالي كه شاهرخ خان از سرحه ختا تانوامي روم به استقلال سلطنت داشت به طور كلي صاحب اختيار بود. معماران مدرسه غياثيه شيرازي هستند. غياث الدين شيرازي و قوام الدين شيرازي هنرمندان چيره دستي بودند كه آثار زيبايي ديگري هم به گنجينه هنر معماري به ايران پيشكش كرده است و از آن جمله مساجد معروف به گوهر شاد در هرات و مشهد ساختمان مدرسه چهار ضلعي و داراي ايوان بزرگ با ارتفاع 11 متري مي باشد مدرسه به صورت دو طبقه ساخته شده و در هر طبقه 16 حجره براي زندگي طلاب بنا شده است اهميت هنري مدرسه به حدي است كه محققان معروف غربي چون ساكليس –هرتسلفد-گراباي و برنارداوكين در مورد آن به تحقيق پرداخته و از كتيبه هاي آن نسخه برداري كرده اند. نماي داخلي ايوانها مقرنسهاي گچي و با كاشيهاي معرق و مقرنس گچي تزيين يافته است. دو اطاق زاويه شمال شرقي و شمال غربي بزرگتر از ساير حجره ها و با سقفهاي شبكه بندي سده بسيار زيبا به احتمال زياد بعنوان مسجدمدرسه و مجالس وعظ و بحث استفاده مي شده است. دو برج تزئيني در ضلع شمال احداث شده است كه تزئينات سنگ مرمر وكاشي آن از بين رفته است. مدرسه غياثيه را شايد بتوان نماينده كامل معماري دوره تيموري به شمار آورد كه شايد به همين علت باشد كه هر ساله از شهرهاي مختلف جهان براي ديدن چنين نماي معماري كهن به اين ديار مي آيند و تاريخ ديرين علم وهنر خواف را بررسي مي نمايند.
خواجه يار:
چنانكه در بين مردم خواف معروف است درصدر اسلام يعني در سال 18 هجري كه احنف اين قياس مامور فتح هرات شد در مسير راه لشكر اسلام منطقه خواف بدون جنگ و پيكار تسليم شده و بيعت خويش را به اسلام اعلام مي دارند و سپس راهي هرات مي شوند و در هرات پيكار سختي بوجود آمده و با عده اي مجروح در مراجعت به خواف مي آيند ولي اين بار مجوسان اين منطقه عهدشكني كرده و سر از اطاعت اسلام بر تافته و با مسلمين به جنگ و پيكار مي پردازند كه در نتيجه عده اي از سپاه اسلام شهيدو مجروح بجا گذاشته كه از آن جمله خواجه يار و پير حسبه و عده اي كه قبور آنان در بين راه خرگرد و خواف (رود) وجود دارد و بنام شهداء گمنام معروفندمي باشد.
چون اين جنگ بين زردشتيان مقيم خرگرد و لشكر اسلام پيش آمده و محل رزدشتيان كه روي تپه مرتفع وجود داشته از آن تاريخ اين تپه (محل دژ سابق ) به نام كافر قلعه موسوم گرديده است.
درباره خواجه يار مي گويند كه چون مزار آن مورد احترام و زيارت مردم خواف بوده در قرن 13 هجري قمري به هنگام سلطنت ناصرالدين شاه قاجار حاكم خواف بنام سيدمحسن خان كلالي خوافي به او شك و بي اعتقادي مي كند و مردم به اعتراض نموده كه چرا به زيارت او مي روند لذا پس از مذاكرات با معتقدين او براي اثبات موضوع قبر اورا مي شكافند و ميگويند : “ پس از شكافتن مشاهده مي شود كه جواني سبزپوش و دستمالي سبزرنگ به پيشاني بسته در قبر آرام دارد (والله اعلم )
بلافاصله به حاكم اطلاع مي دهند و حاكم خود نيز مشاهده مي كند دستورمي دهد براي تيمن و تبرك دستمال را باز كنند ولي به محض باز كردن دستمال خون از پيشاني وي فوران مي كند و دستمال ديگري مي بندند باز هم خون جريان داشته است تا اينكه همان دستمال سبز خودش را مي بندند و خون مي ايبستد. آنگاه سر قبر را بسته و به دستور محسن خان كلالي ساختماني بر آرامگاه او مي سازند و هم اكنون آن ساختمان آجري ومستحكم در دامنه كوه خواجه يار 500 متري مغرب شهر رود خواف وجود دارد.
مزار خواجه يار :
مزار خواجه يار در جنوب غربي به فاصله يك كيلومتري از سهر خواف بر دامنه كوه خواجه يار واقع شده و مجموعه اي از دو آب انبار و يك مقبره مي باشد به اين مجموعه آثار “ مزار خواجه يار “ مي گويند.
مشخصات مزار :
الف : مزار خواجه يار در بلندترين نقطه دامنه كوه كه مجموعه آثار خواجه يار در آن واقع شده قرار دارد و عبارتست از يك بناي كوشك ماننددو طبقه كه اخيراً ساخته شده و 10/14 متر طول و 70/6 متر عرض دارد ، اين بنا مشرف به محوطه اي محصور در ديوار خشكه چين سنگي است و سكوئي بلند به طول 8 و عرض 1 متر بروري پايه هاي آجري در ميان محوطه واقع شده كه در واقع محوطه خواجه يار مي باشد ، بر اطراف مقبره خواجه يار از زمانهاي دور اشخاصي را دفن كرده اند كه اينك تبديل به قبرستان شده.
ب: آب انبارهاي خواجه يار ، در اين محل دو آب انبار به فاصله كمي از يكديگر و در فاصله حدود 100 متري مزار خواجه يار قرار دا رد. يكي از آب انبارها كه مخزن آن داراي پلان دايره و هشت متر قطر داشته است اينك ويران شده و بقاياي ديوار آن بر جاي مانده است ، ديوار آب انبار ها تماماً از سنگ لاشه با ملاط گل آهك و بر روي آن با چهار لايه ساروج اندود گرديده است سقف آن گنبدي و آجري بوده است. ابعاد اجراهائي كه سقف آب انبار با آن پوشش شده اند 5/0 ×24 ×24 سانتيمتر مي باشد. آب انبار ديگري با پلان مستطيل و مجاور آب انبار مخروبه مدور ايجاد گرديده است كه 40/13 متر طول و 10/7 متر عرض دارد ، در جلوي آن ايواني به اطاق جناقي و دو در گاهي در طرفين احداث گرديده و از انتهاي ايوان راهي با 6 پله عريض يه سطح آب مي رسد چنين به نظر مي رسد كه مخزن و ايوان آب انبار دردو زمان ساخته شده باشد و مخزن بر ايوان تقدم دارد.
قدمت :
درمزار خواجه يار شواهدي از گذشته مشاهده نمي شود اما وسعت قبرستان و قطعات سنگ قبرهائي كه بعضاُ متعلق به زمان صفوي مي باشند نشان دهنده اين واقعيت است كه از ديرباز اين محل مورد عنايت و توجه مردم بوده است . آب انبارهاي خواجه يار نيز كه قديمي هستند از نظر سبك معماري قابل مقايسه با آثار معماري متعلق به زمان تيموريان و صفويه مي باشند. برجستگيها و بقاياي ديوارهائي در محل نيز حكايت از وجود تاسيساتي ديگر در گذشته داشته اند. واز سال 1380 توسط دفتر فني استانداري خراسان و شهرداري خواف مقدمات مطالعه طرح جنگلي خواجه يار انجام گرفته كه در سال 1381 توسط شهرداري خواف اين مكان آبرساني گرديده و تا حدودي امكانات رفاهي ديگر مستقر گرديده كه زمينه را جهت گذراندن اوفات فراغت شهروندان محترم خوافي در فصول مختلف سال فراهم مي آورد و اميد ميرود كه اين مكان سياحتي و زيارتي در آبنده نه چندان دور يكي از مراكز سياحتي و زيارتي استان خراسان تبديل شد كه پذيراي گردشگران خراسان پهناوري و ايران سرسبز باشند.
منبع – تاريخ رجال شرق خراسان –ابراهيم زنگنه
گرد اورنده م عبدالحميد عطوفتي
حافظ ابرو مورخ شهير هروي (خوافي ) و آثار او
بنده كمترين دولتخواه كاتب العبد عبد لطف اله
آنكه شهرت به حافظ ابرو يافته پيش مير شاه و سپاه
افصح الفصحا مورخ بزرگ شهاب الدين عبدالله بن لطف الله المشتهر به حافظ ابرو الهروي ، مردي مورخ پيشه كه در هرات بزاد و مقداري از حيات تيمور و اوقات بيشتري را در همراهي شاهرخ گذارنده است ، اين مرد از تاريخ نگاران پركار عهد خود است كه در صفحات بعد آثار او معرفي مي شود نام اين مورخ هروي عبدالله بن لطف الله بن عبدالرشيد ، از پدر او اطلاعي نداريم كه در روزگار خود چه كارستاني كرده است و نه نقش پائي از آن در تاريخ نمودار است. كنيت او به گفته فصيح خوافي ، شهاب الدين است و به نظر خواند ميرنورالدين آمده غالباً از قرائن نمودار است كه شهاب اصح باشد زيرا فصيحي خوافي معاصر حافظ ابرو بوده و هر دو در دربار تيموري راهي دانشته اند. اسم او را مولف حبيب السير لطف الله مي گويد در حاليكه نام پدر را بر پسر آورده است .در پيرامون لقب حافظ ابرو سطور چندي را نثار ابروي پيوسته اش كرده است.
كزين نامور نام گردد تمام زمن روي گيتي شود پركلام
از اين پس دگر دل ندارم به رنج اگر بگذرم زين سراي سپنج
آثار حافظ ابرو :
1-زبده التواريخ بايسنقري
2-ذيل جامعه التواريخ رشيدي
3-ذيل كتاب ظفرنا نظام الدين
4-تاريخ آل مظفر
5-تاريخ ملوك كرت
6-پادشاهي ظغا تيمور بن سوداي
7-سربداريه و حقيقت كار ايشان
8-تاريخ شاهرخ ميرزا
9-جغرافياي حافظ ابرو مختلط با تاريخ
وجه تسميه حافظ ابرو :
وجه تسميه حافظ ابرو به سه طريق مشهور است :
1-سيد علي اكبر برقعي در كتاب راهنماي دانشوران ج 1 ص 197 چنين نوشته است :
«كه چون او را حافظ ابرو نوشته اند به نظر چنين مي رسد كه آن سخني از دو روي درست نيست»
يكي اينكه وي به هيچيك از دو معني اصطلاحي مقرئان و محدثان حافظ نبود و ديگر اينكهحافظ ابرو معني ندارد. بلكه چنين به نظر درست رسد كه حافظ ابرو (نگهدارنده ابرو) بوده است و گويا از آن روي كه در تاريخ نويسي آبروي اشخاص را نگهداشته و پرده دري نكرده است و او را حافظ ابرو لقب داده اند و يا آنكه در دربار تيموري با چنان خوي زيسته و آبروي اشخاص را حفظ كرده است واو را چنان گفتند.
2-در اغلب كتب تواريخ آمده است كه چون داراي ابروان پيوسته و زيبا بوده است او را حافظ ابرو گفته اند.
3-در بين همشهريان خوافي وي چنين مشهور است كه چون مولانا شهاب الدين عبدالله در زمان طفوليت و نوجواني كه در شهر روي خواف زندگي مي كرده است براي حفظ قرآن در محلي كه به سر «آب روي» معروف است و گوشه خلوتي نيز بوده است مي رفته و به حفظ قرآن مشغول بوده است و از اين جهت او را حافظ ابرو خوانده اند و هنوز هم اين محل وجود دارد و بنام سرآب روي معروف است و (روي) همان رود شهر فعلي خواف مي باشد.
مزار خواف :
مدفن خواجه شهاب الدين عبدالله معروف به حافظ ابرو آقاي عبدالله مشهوري كه شخصي فاضل و با اطلاع و آگاه به امور تاريخي ، اجتماعي و سياسي خواف مي باشد ومدت 24 سال شهردار خواف بوده است در مورد پيدايش مزار خواف چنين مي گو يد :
خواجه نظام الدين مير احمد خوافي برادر خواجه غياث ا لدين پير احمد خوافي وزير لايق و دانشمند و با تدبيرشاهرخ ميرزا ماً مور سر كوبي و حمله به هندوستان مي گردد ودر پيكار عظيمي كه بين لشكر وي و لشكريان هند بوجود مي آيد ،پس از رشادت و دلاوريهاي بي نظيري كه بروز مي دهد به قتل مي رسدو مرگ اين سردار جوان و رشيد موجب حزن و اندوه دربار تيموري و با لاخص مردم خطه خواف مي گردد و مقبره اورا زيارتگاه قرار مي دهند و خواجه پير احمد براي اينكه اين محل از قداست بيشتري برخوردار باشد دستور مي دهد كه جنازه مرشد و مراد او و مردم خواف را بوده است از زنجان به خواف حمل نمايند


















گردشگري ازنيمه دوم قرن حاضربه عنوان يك صنعت مستقل مطرح گرديد توانست جايگاهي مهم را در ميانگين رشد اقتصادي جهان به خود اختصاص دهد بطوريكه رقم كل گردشگران جهان در سال 1950 ميلادي از 25ميليون نفر به 550 ميليون نفردر سال 1999 ميلادي افزايش يافت صنعت گردشگري يكي ازمنابع اصلي درآمد ملي وارز خارجي براي بسياري از كشورهاي جهان است بطوريكه ميتوان گفت اين صنعت باديگر صنايع صادراتي برابري ميكند ونقش مهمي درتراز هزينه ها بازي مي نمايد .درآمد توريسم درجهان درسال 1999 ميلادي بالغ بر 423 ميليارد دلار بوده واين درآمد چيزي بيشتر از درآمد هريك از توليدات ،صنايع نفت ،گاز ،اتومبيل وديگر صنايع توليدي ميباشد .روزانه 15 ميايون نفر جهانگرد از نقاط ديدني جهان بازديد و حدود 900 ميليون دلار براي امور مسكن ،غذا و بازديد از مراكز مختلف هزينه ميكنند صنعت گردشگري نقش اصلي را در ايجاد فرصتهاي شغلي دارا ميباشد بطوري كه ورود جهانگردان به هر كشوري ،حداقل ده فرصت شغلي گوناگون مهيا مينمايد كه در حال حاضر حدود 100 ميليون نفر در اين بخش اشتغال دارند وحدود 7 درصد نيروي كار در جهان صرف گردش چرخه اين صنعت ميشود .انظار ميرود تا سال 2010 ميلادي بيش از 328 ميليون نفر فرصت شغلي در كل جهان ايجاد شود كه سهم كل خا ور ميانه 5 ميليون نفر خواهد بود .كه در اين ميان كشوري مانند ايران مانند ايران كه از آثار تاريخي زيادي بر خوردار است و شهرت جهاني دارد .جاده ابريشم كه از قديميترين پلهاي ارتباطي دنياي قديم بوده از ايران مي گذشته است .شاد روان عبدالحسين زرين كوب درباره اهميت جاده ابريشم براي ايران اشكاني چنين مينويسد (دركشور پارت رونق تجارت ،ركود كشاورزي را كه غالباً به علل سوانح طبيعي وياشركت نيروهاي مولد در جنگهاي پايان ناپذير پديد مي آورد )جاده ابريشم تنها نمادي است از مراودات اقتصادي وبازرگاني بين ايران و چين وروم نبوده است ،بلكه بستري براي تبادلات مذهبي ، فرهنگي وهنري نيز به شمار مي رفته است كه اين جاده از خواف مي گذشته است كه اين دليل گويا و واضحي است بر سابقه اين جاده در تبادلات تجاري وفرهنگي دنياي قديم .بنا به روايت شفاهي آقاي مهندس رجبعلي لباف خانيكي نام خواف به معناي ناله شتر است چرا كه خواف بر سر راه ابريشم بوده وبخاطر گرماي زياد اشتران طاقت از كف بداده وناله سر ميداده اند خواف بدليل جاذبه هاي خاص خود از قديم ايام مورد توجه بوده است خصوصاًزماني كه رونقي در كار خود داشته است وازنظر قدمت وابنيه تاريخي وگروه هاي مختلف دانشمندان از جمله فقها ،رياضي دانان ،عرفا ،مورخين ،اطباءوغيره مورد توجه خاص وعام بوده كه در جاي خود به ويژگي هر كدام خواهيم پرداخت وخواهيم گفت كه خواف شهري كوچك وفراموش شده در جنوب خراسان نيست بلكه نگيني است دردل كوير كه در اين انگشتر كوير ابنيه هاي بجاي مانده از روزگاران علم ودانش. ابنيه هاي عظيمي چون مسجد و مجموعه بزرگ زوزن ،مدرسه چهار ايواني بزرگ غياثيه در خرگرد ،مسجد جامع دوره خوارزمشاهي در شهر سنگان ،مسجد نمونه گنبد در سنگان ،كوشك بلقيس در سلامه ،رديف شانزده عددي آس باد هاي نشتيفان ،بند سلامي ودرياچه و جنگلهايش ،مزار سلطان محمود كبوداني در شهر خواف وخلاصه هيچ روستايي در خواف نيست كه اثري تاريخي از نياكان ما در آن وجود نداشته باشد كه متاسفانه كمترين توجه به آن شده است ودر صورت توجه ميتواند قطب گردشگري شود وزمينه جذب گردشگران زيادي را فراهم نمايد كه خواه نا خواه تعداد زيادي را جذب بازار كار خواهد نمود و اقتصاد اين منطقه را شكوفا خواهد نمود .
يارب بدور دار بلا وقحط ونياز
از خطه خرآسان خاصه زخاك خواف
از نظر طبيعي حوزه خواف شامل زمينهاي پست وهمواري است كه از آبرفت رودها و كالها ي پراكنده حوضه شرقي نمكزار واقع در مرز ايران و افغانستان به وجود آمده است واز نظر ارتفاع بلند ترين نقطه در كوه تورانه واقع شده است واز سطح دريا 2638متر ارتفاع دارد و پايين ترين نقطه در حواشي بخش سنگان واقع واز سطح دريا 850متر بلند تر است آبو هواي منطقه گرم وخشك است ودر مسير بادهاي صد و بيست روزه قرار دارد حد اكثر و حد مطلق حرارت هوا به ترتيب 42و11 درجه سانتي گراد گزارش شده است متوسط درجه حرارت هوا 18 درجه سانتيگراد است ومتوسط بارندگي در اين شهرستان رقم 186 ميلي متررا نشان ميدهد .قديميترين سازنده هاي زمين شناسي اين حوضه از سنگهاي متا مورفيك ميباشد كه مربوط به پركامبرين است .خواف در شكل فعلي آن صورت عربي شده خواف است . واژه اصيل وباستاني محل بايد به همين شكل خاف نوشته شود اما چون در فرهنگهاي جغرافيايي وكتابهاي تاريخي ودر عرف اداري خواف را با واو و مثل طواف مينويسند مانيز چنين مي كنيم به هر صورت سرزميني كه هم اكنون خواف خوانده ميشود وگوشه فراموش شده اي است در بيا بانهاي خراسان در دوران پيش از اسلام وحمله اعراب يكي بعد از ديگري را تسخير ميكردند .ستيزبا اعراب اعراب را بر نتافتند وكاشانه خود را به هواي دياري امن تري ترك كردند وپس از سالها آوارگي سرانجام از سواحل هند به سرزمين گجرات رسيدند ودر آنجا شهري را بنياد نمودند كه به يادگار سنگان خواف آن را سنجان ناميدند .خواف قديم از نظر فرهنگي داراي دانشمنداني همچون فصيح خوافي –نظام الملك خوافي –شيخ زين الدين خوافي –قاضي شمس الدين زوزني وحافظ ابرو است كه حافظ ابرو از بزرگترين جغرافي دانان ايران است كه در قرن نهم زندگي ميكرده . اگر چه خواف در زمانهاي بسيار دور داراي رونقي بوده است ولي بعد از آن تبديل به بي رونق ترين مناطق ايران ميشود تا جايي كه رضا خان شهيد مدرس را به عنوان تبعيد به خواف مي فرستد ولي در حال حاظر به بركت وجود انقلاب اسلامي منطقه اي كه تا همين چند سال پيش عنوان تبعيد گاه را داشت اينك در پرتو آبهاي فراوان وسرماي گذاريهاي دولت به شهري تبديل شده است كه مي تواند زندگي دلنشيني را براي ساكنانش تدارك ببيند شهر خواف هنوز بافتي قديمي دارد وجز خياباني بلند و شمالي جنوبي كه چندين گذر كم عرض و كوتاه از شرق و غرب بر آن عمود شده اند ومظاهري از نو گرايي شهري را به نمايش مي گذارند بقيه محلات و كوچه هاي خواف از خشت وگل به هم رسيده اند و جلايي ندارند و اين در حالي است كه بيشترين ساختمان هايي كه فرم جديد دارند متعلق به ادارات دولتي است و در حال حاضر شهرستان خواف داراي هفت دهستان ، سه بخش ودو نقطه شهري است كه بر اساس نتايج سرشماري سال 1375،92324 نفر جمعيت داشته كه 23862 نفرآن (8/25%) در نقاط شهري و 68462 نفر (2/74%) درنقاط روستايي استقرار دارند. سهم جمعيت شهرستان از كل جمعيت استان حدود 5/1 درصد است .تراكم جمعيت دراين شهرستان 10 نفر در كيلومتر مربع كه در مقايسه با تراكم جمعيت استان (3/9نفر) تقريبا نصف مي باشد.
موقعيت جغرافيايي شهرستان خواف
شهرستان خواف يكي از شهرستان هاي مرزي استان خراسان است كه با كشور افغانستان 91 كيلومتر مرز مشترك دارد. اين شهرستان درز بين 59 درجه و 28 دقيقه تا60 درجهو56 دقيقه طول و 33درجه و 58دقيقه تا35دقيقهعرض جقرافيايي مي باشد. شهرستان خواف از شمال با شهرستان هاي تربت حيدريه و تايباد و از شرق به كشور افغانستان ،از جنوب به شهرستان قاينات و از مغرب به شهرستان گناباد و تربت حيدريه محدود مي شود.وسعت اين شهرستان 9128 كيلومتر مربع و مركزآن شهر خواف مي باشدكه 970 متر بالاتر از سطح دريا قرار گرفته است. فاصله اين شهر تا مشهد 262كيلومتر و تا تربت حيدريه 120 كيلومتر مي باشد. شهرستان خواف داراي 3 بخش كه شامل 2 شهر ،7 دهستان و 98 آبادي داراي سكنه است و 92158 نفر جمعيت داردكه 23914نفر يا 95/25 درصد در نقاط شهري و68244 نفر يا 05/74 درصد در نقاط روستايي ساكن هستند و از كل جمعيت شهرستان خواف 45914 نفر مرد و46244 نفر زن بوده اند و در مقابل هر 100 نفر زن 99 نفر مرد زندگي مي كنند.
(( خواف بزرگ در قبل از اسلام و نيز تا قرن هشتم هجري كه اسناد تاريخي در دست است بطور متناوب و يا در بعضي از سنوات شامل شهرستان فعلي تربت حيدريه و شهرستان كنوني خواف و قسمتي از نفاط مرزي كه فعلا جزو خاك افغانستان است حدود آن را از مشرق به بادغيسات هرات و از جنوب به بيابان متصل و فراه و از شمال به نيشابور واز مغرب به گناباد و قهستان نوشته اند.))
((ذكريا عماد الدين محمد بن قزويني صاحب آثار البلاد و اخبار البلاد ))
خواف را از شهرهاي بزرگ خراسان و نزديك به شهر نساء كه اكنون در خاك روسيه است آورده و مي گويد : خواف شهريست بسيار پر جمعيت و روستاهاي اطرافش بسيار خرم و امام ابوالمظفر كه او را خوافي گويند از اين شهرست . البته تاريخ نويساني همچون ياقوت حموي، حمدلله مستوفي، مقدسي، مؤلف حدود العالم.صفي الدين بغدادي. حافظ ابرو و… همگي درباره اوضاع و احوال خواف در كتابهايشان بطور كامل پرداخته اند.
وجه تسميه خواف: نام خواف از قرنها پيش به صورت (خواف) نوشته مي شده و كليه جغرافيدانان به همين سبك مي نوشتند و تنها كسي كه درباره نام خواف اظهار نظر كرده عبد الكريم شهرستاني است و مدعي است كه خواف نام به آفريد است كه اين شخص مدعي پيغمبري است و اززوزن خواف برخاسته است.
امّا بنا بر روايت شفاهي آقاي لباف خانيكي نام خاف به معناي ناله شتر است چرا كه خاف بر سر راه ابريشم بوده و بخاطر گرماي زياد اشتران طاقت از كف بداده و ناله سر ميدادندو املاي درست اين كلمه (( خاف )) مي باشد…
قدمت تاريخي: بايد اين قدمت را به دو دوره تقسيم كرد قبل از اسلام و بعد از اسلام.
و امّا قبل از اسلام در دوره اشكانيان و ساسانيان خاف از ابر شهرهاي مهم خراسان بوده وترديدي نيست كه وجود آتشكده هايي كه ياقت حموي بدانها اشاره كرده وهمچنين عبور يك شاخه از جاده ابريشم كه از طريق هرات وارد ايران ميشده ونيز با توجه به تحقيقات اعتماد السلطنه مورخ ناصر الدين شاه زوزن زاد گاه اصلي اشكانيان بوده است.
و اما بعد از اسلام وجود اماكن تاريخي و مردان علم وادب همه حاكي از قدمت درخشنده خواف دارد بدون شك وجود نظا ميه و غياثيه خرد گرد كه سالها مهد تبلور انديشه اسلامي بوده گواه اين مدعا است وفزوني سياستمداران و فقها و رياضي دانان سبب شده كه خاف را بصره كوچك بنامند …
گروه فقها:خواجه وقوف الدين سجاوندي ،ابوالمظقر خوافي ،مولانا نظام الدين ما بيژن آبادي و علي بن قاسم سنجاني…….
گروه رياضيدانان: محمد سجاوندي،عبد الله سعيد خوافي،رستم بن شاهوردي،محمد بن علي خوافي…….
گروه مورخين: فصيح خوافي صاحب مجمل فصيحي وحافظ ابرو نويسنده مجمع التواريخ سلطانيه…….
گروه سياستمداران:بونصر مشكان زوزني دبير و وزير سلطان محمود غزنوي و مسعود غزنوي ، بوسهل زوزني،غياث الدين پير احمد خوافي وزير شاهرخ تيموري،خواجه نظام الملك وزير سلطان حسين بايقرا.كه روزگاري بار سنگين وزارت بر بازوان اينان استوار بوده است علاوه بر اين سلسله آل مظفر و اشكانيان هر دو بر خاسته از اين ديارند…….
گروه اطباء : نجم الدين محمود رياست بيمارستان اتابكي شيراز . جلال طبيب خوافي. يوسف طبيب هروي پزشك درباربابر وهمايون در هند .
ابنيه هاي تاريخي : مدرسه غياثيه خر گرد ،مسجد زوزن،ارگ زوزن ، كوشك سلامي، بند سلامي، آسياهاي بادي و…….
خواف همواره مهد علم و ادب بوده تا ظهور دولت صفوي كه از اين دوره به بعد شاهد افول رونق همه جانبه در خواف هستيم . همچنين در زلزله اي كه در سال 737 ه.ق بوقوع پيوست ،خرابي زيادي را در پي داشت . خواف در گذر سياسي حكومتها همواره متاثر از حكومتهاي صفاريان،طاهريان،خوارزمشاهيان،مغولان،اسماعيليان و صفويان بوده است.
بررسي فعاليتهاي اقتصادي شهر خواف
در ميان روستاهاي موجود در حوزه نفوذ شهر خواف فعاليت هاي كشاورزي اعم از زراعت ،باغداري، دامداري در اين نقاط انجام مي گيرد . محصولات عمده توليدي شامل گندم،جو(آبي،ديم)،يونجه، جاليز،زعفران مي باشد.
وسعت زراعتهاي آبي و ديم در سال 1378 درحوزه نفوذ برابر 5/10137 هكتار بوده است از نظر كشت محصولات گندم با 3025 هكتار (8/29 درصد ) بيشترين سطح را به خود اختصاص داده است وكمترين سطح زير سير 4 هكتار (4 درصد)ازوسعت اراضي را به خود اختصاص داده است .
كشت زعفران در سالهاي اخير توسعه يافته است واز جمله دلايل رشد كمي آن درامد زا بودن آن براي بهره برداران كشاورز وفعاليت كمي كه مي با يست روي زمين انجام شود ميتوان دانست علاوه بر آن نياز كم اين گياه به آب وافزايش سريع محصول در سالهاي بعد باعث رونق كشا ورزي و تثبيت جمعيت شده است .ازكل ارزش افزوده نا خالص توليدات كشاورزي در سال 1378 در محدوده حوزه نفوذ بترتيب روستاي فايندر 3/28،روستاي چهار ده 5/23 درصد بيشترين وروستاي چاه بيدك 8./.كمترين ارزش ناخالص توليد را داشته است از جمله مشكلات موجود در بخش كشاورزي كمبود آب در سالهاي اخير ، كمبود ماشينهاي كشاورزي و نهاد هاي كشاورزي مثل كود ،بذر و غيره كمبود اعتبارات يارانه دار وحمايتي به كشاورزان در زمان مورد نياز ،كمبود امكانت فني و آموزشي مي باشد .
باد توجه به ويژگيهاي طبيعي منطقه وگسترش زراعت ،دامداري نيز در سالهاي اخير توسعه يافته است .دامداري در بخش مركزي وحوزه نفوذ به شكل سنتي و غير صنعتي ميباشد ودر سالهاي اخير حالت نيمه مكانيزه پيدا نموده است در شهر خواف و پيرامون آن تعدادي دامداري نيمه صنعتي و3 واحد مرغداري فعالميباشد . نسبت تعداد گوسفند و بره به ساير دامها 8/76 درصد ميباشد .بز وبزغاله 9/19 ،گاو وگوساله 7/2 درصد ميباشد .نژاد گوسفندان از نژاد بومي ،بلوچي وافغاني است كه اين نژادها اغلب داراي پشم مناسب و خوب ميباشند .نژاد بز منطقه عموما”بومي بوده ونژاد پاكستاني تعداد كمي را تشكيل ميدهند .
در رابطه با صنايع و معادن موجود در حوزه نفوذ مستقيم شهر خواف تعدادي كار خانه و كار گاه هاي سبك وجود دارد .از جمله كارگاه شن شويي ،كارگاه شن شويي شهر داري سرد خانه كشاورزي ،كارگاه آجر پزي ،كارخانه پودر سير ،پنبه پاك كني وجود دارد . همچنين در ناحيه صنعتي خر گرد (كار خانه صابون سازي ،كفش پلاستيكي ،ريسندگي پشم كيك و كلوچه وغيره وجود دارد صنايع دستي و توليد قاليچه با ابعاد متنوع با طرح هاي كشميري و گل بلوچي و غيره نيز در منطقه رايج است و با توجه به بيكاريهاي فصلي كشالورزي نقش دارد . معادن موجود در محدوده غبارتند از :معدن گچ و آهك و شن وماسه كه در نقاط مختلف و معدن مر مريت با ما لكيت شخصي در پايان كوه خواجه يار مراحل اكتشاف را به پايان رسانده .مهم ترين معدن موجود در منطقه معدن سنگ آهن سنگان در 40 كيلو متري شرق شهر خواف ودر حوزه نفوذ غير مستقيم واقع شده است ودر حال حاضر مراحل تجهيز اين معدن در حال انجام مي باشد واين معدن قابل مقايسه با كيفيت وكميت گندله سنگ آهن هاي معادن بزرگ ميباشد وبا احداث بخشهاي اصلي معدن آينده علاوه بر رفع محروميت در منطقه وايجاد اشتغال باعث ايجاد تا سيسات زير بنايي مانند راه آهن ،برق وغيره وجلو گيري از خروج سرمايه از كشور خواهد شد ،در حال حاصر تعداد 102نفر در مجموعه سنگآهن شاغل مي باشند ودر افق طرح 1204نفر در گروه هاي مختلف متخصص ،اداري ، تكنسين وكارگر فني ماهر معدن شاغل خواهند شد ،ميزان اعتبار پيش بيني شده جهت بهره برداري طرح 600 ميليارد ريال (150ميليون دلار )ميباشد بادتا مين اعتبار لازم در چهار سال آينده (1382 )مجموعه به بهره برداري خواهد رسيد
طرح مسأله : در جهان امروز صنعت جهانگردي به مشابه يكي از وجوه توسعه همه جانبه اقتصادي و اجتماعي كشورها پذيرفته شده و ضرورت برنامه ريزي آن در مقياس كسترده درك و مورد توجه قرار گرفته است .تاثيرات مثبت اين صنعت بر درآمد ملي به شرح ذيل است :
1- افزايش درآمد ملي وجذب ارز خارجي
2- درآمد حاصل از جهانگردي در بيشتر بخش هاي جامعه توزيع مي شود و به يك گروه به خصوص تعلق نمي گيرد . بدين لحاظ جهانگردي را صنعت مادر نيز ناميده اند .
3- جهانگردي در مقايسه با صنايع ديگر به سرمايه گذاري ارزي بسيار كمتري نياز دارد و بيشتر مصالح لازم جهت ايجاد مراكز جهانگردي از قبيل هتل ها وتأسيسات پذيراييرا ميتوان در داخل كشور توليد كرد
4- تسريع روند عمران منطقه اي و متعادل كردن توذيغ درآمدها
5- تنوع بخشيدن به فعا ليتهاي اقتصادي كشور
6- ايجاد اشتغال
7- فعال كردن صنايع كشور
با توجه به آنچه گفته شد شهرستان خواف به لحاظ مو قعيت خاص و استراتژيك وداشتن جاذبه هاي توريستي فراوان طبيعي ،تاريخي ،فرهنگي ،وآثار باستاني بسيار غني داراي توان هاي بالقوه مناسبي در زمينه اشاعه صنعت گردشگري ميباشد .از سوي ديگر با توجه به نرخ بالاي بيكاري در صورت برنامه ريزي در خصوص افزايش كمي وكيفي تاسيسات و تجهيزات توريستي از قبيل هتلها ،مسافر خانه ها ،رستورانها ،شبكه راه ها ،و خطوط مواصلاتي ،بهداشت و درمان و…
وبالاخره كليه زير ساختهاييي كه به نوعي صنعت گردشگري از آنها متأثر مي گردد مي توان از صنعت گردشگري به عنوان محوري براي توسعه پايدار اجتماعي و اقتصادي شهرستان بهره گيري مفيد تري را به عمل آورد

توصيه هاي سياست گذاري براي جذب توريسم :
1- ضرورتوجود موزه ونقش فرهنگي آن در منطقه احساس ميشود مثلاموزه مردم شناسي ميتواند ازكارهاي جالب جذاب وديدني در اين شهرستان باشد كه اين حركت سبب شناسايي بيشتر فرهنگ منطقه و همچنين راهي جهت ايجاد امكانات تفريحي بيشتر ميباشد . همچنين تأسيس موزه حيات وحش ،تاريخ طبيعي با توجه به توانهاي قابل توجه توريستي شهرستان ضروري است .
2- اشاعه تورهاي گردشگري در فصول توريست پذير با توجه به شرايط خاص آب و هوايي شهرستان
3- حفاظت و حراست ونگهداري از آثار و بناهاي تاريخي
4- توجه به مسائل اكو توريسم و زيست محيطي
5- توسعه شبكه راه ها و زير ساختهاي مربوط به آنها
6- افزايش كمي وكيفي تاسيسات و تجهيزات توريستي
7- شناساندن ومعرفي جاذبه هاي گردشگري شهرستان در راستاي جلب توريسم
8- افزايش اعتبارات و سرمايه گذاري ها در بخش گردشگري و تخصيص بهينه اعتبارات
نقش و اهميت توريسم در اقتصاد شهرستان خواف
جهانگردي به عنوان يك عامل اقتصادي عمده بسيار مؤثر ،در دهه هاي اخير ، مورد توجه قرار گرفته است و به همين دليل است كه سعي مي شودحتي الامكان از عوامل مؤثز در كاهش جريان جهانگردي جلو گيري به عمل آورده و امكانات لازم جهت رشد وتوسعي جها نگردي فراهم گردد .گردشگري موجب افزايش درآمد ارزي و و افزايش توليد ناخالص ملي ،منبع درآمد براي دولت (ماليات وعوارض گمركي )ايجاد اشتغال ،بهبود خدمات و… مي گردد
عوامل طبيعي و جغرافيايي :
جاذبه هاي آب در ماني آبهاي معدني ،غار نوردي ،كوه نوردي ،ديدار از مراتع وبوستانها و همجواري با كشورهاي قابل سياحت ،و ساير مواهب طبيعي ديگر جزءعوامل مهم طبيعي و جغرافيايي بشمار مي آيند .
عوامل تاريخي :
آ ثار باقي مانده از تمدنهاي كهن و باستاني ، سنگ نبشته هاو… كه ميراث گرانبهاي زندگي بشري هستند از عوامل عمده جاذبه گردشگران مي باشد
عوامل فرهنگي واجتماعي :
جاذبه هاي استثنايي اقوام وقبايل ،ايلات ،وعشاير ، مراسم عقد و عروسي ،عزا داري ، مسابقات محلي ورزشي ، رقص و سماعهاي صوفيانه ، سير وسلوكهاي عارفانه ،تنوع غذاهاي محلي وخريد اين قبيل سوغاتي ها و… ميتواند براي غير بوميان گردش گر بسيار جذاب باشد .
آسياهاي بادي :
چشمگيرترين تاًسيس سنتي در منطقه خواف آسياي بادي است .در شهر خواف ،در روستاهاي :نشتيفان ،سنگان ،خر گرد ،تيزآب و در هر گوشه دشت خواف اين آسياهاي بادي انسان را به ياد تلاش نياكان ما مي اندازدكه با ابهت تمام سينه سپر باد دارد در خواف بدليل وجود آب و هواي خاص بستري مناسب براي وجود آسياهاي بادي بوده است از آنجا كه باد به عنوان عامل اصلي گرداننده آ‎سياها است واز طرفي ديگر عمده ترين دليل روي آوردن به آسياها ي بادي در خواف و در سرزميني كه به قول (سون هدين :در تمام طول سال بادهاي شمال حاكميت دارند )استمرار باد است وما ميدانيم كه تقريباًدر همه جاي ايران ،پاييز خود در قلمرو باد است ،در زمستان هم كه قاعد تاً باد ازباد نمي افتد مي ماند بهار وتابستان كه اگر در هيچ جا بادي نوزد در شرق ايران واز سيستان تا منتهي عليه قهستان بادهاي 120روزه از حركت نمي ايستند ,سپس باد در مناطقي مانند خواف ،تايباد تعطيلي بر نميدارد.با وجود اين دليل ديگري هم براي رواج آسيا هاي بادي در خواف وجود دارد و آن نبودن آب در اين منطقه بوده است در منطقه پايين خواف ودر دشت زوزن آسياهاي بادي باشكوه دارند و ارزشهاي فاخر دوران گذشته را به نمايش مي گذارند بي نظمي در كار باد البته خللي در كار آسيا بوجود نمي آورد كارها به قرار پيش ميرود يعني وقتي يك جوال گندم 30الي 40 من در پرخو ريخته شود ‎آسيا بان مي تواند ساعتها محل كار خود را ترك كند كه نيازي به كنترل مستمر در آسياي بادي احساس نمي شوداگرباد بيايد وسنگ حركت كند گندم هم در ميان سنگها ريخته ميشود وگرنه همه تشكيلات آسيا بي حضور باد معطل ميماند.
گر باد باشد گردشي در آسياب است
بي باد زحمتها همه نقش بر آب است
با اين كه طوفان در كفش شلاق دارد
در دست ديگر قدرتي خلاق دارد


ايلات و طوايف شهرستان خواف (قوم شناسي )::
همه كساني كه در يك منطقه وسيع زندگي ميكنند از يك طايفه وايل بخصوص وتنهايي نمي باشند
بلكه از ايلات و طوايف مختلفي مي باشند و بر اثر مهاجرت به علل مختلف در يك منطقه ساكن شده اند كه شهرستان خواف هم از اين موضوع جدا نيست حال به شرح طوايف و تيره هاي
شهرستان خواف مي پردازيم :
1- ايل تيموري :اين ايل در شهرستان خواف عبارتند از (كلالي ،امير كلالي ) يعقوب خاني ،بربر ،كريمدادي ،بهادري ده خانه ،شاهي خانه ،علي ميرزايي ،سر بوزي ،فاضلي ،شيخي ،سالاري ،سلجوقي ،كلانتري ،زلفي ،سنگچولي ،علي خواجه ،ميرزادوستي ،اين اكنون علاوه بر شهرستان خواف كه پراكنده شده اند در شهرستان مشهد ،باخرز ،تربت جام ،جنت آباد،و حتي در تهران هم زندگي مي كنند.
2- طوايف عرب: در سال 150 ه.ق در ايام خلافت منصور عباسي جزء سپاهيان حازم بن حزيمه براي سركوبي مردم خراسان و سيستان به سركردگي استاديس و حويش سيستاني به خراسان آمدند ودر خراسان جنوبي باقي ماندند .
طوايف عرب عبارتند از : خزيمه ،علم، شيباني ،خزائي ،نخعي ،عامري و غيره،كه اكنون هم درشهرستان خواف با همين نام ها زندگي ميكنند. ميش مست يا جمالي كه از طايفه هاي عرب هستند .وجه تمسيه ميش مست در كتاب (شرح حال رجال ايران) چنين وصف شده است
(… در اثر نزاع بر سر ميشي با هم قبيله اي خود به اين نام معروف شدند قبلا ميشت مستها از قبيله جمالي محسوب ميشدند.)
بهلولي : طوايف عشاير بلوچ ، بهلولي يا بلوري در خراسان ،مشهد ، خواف ،باخرز ، بيرجند و غيره زندگي مي كنند كه به دامداري و كشاورزي ، قاليچه بافي اشتغال دارند كه قاليجه هاي بهلولي از لحاظ نقشه و بافت در خراسان معروفند .
زنگنه : در كتاب (ايلات و طوايف درگز ) مير نيا آورده شده است كه از ايل هاي كردان ايران است كه از كردستان به خواف در زمان شاه عباس اول آورده شده اند كه اكنون مردمي علم دوست مي باشند ، اما زنگنه از كردان ايل بزرگ كرمانشاه است كه در خراسان: در روستاهاي نياز آباد ، قاسم آباد ، اسد آباد ،ابراهيمي، شهرك از توابع شهرستان خواف ساكنند و جمعيت آنها اكنون به بيش از يك هزار خانوار مي رسد كه به كار دامداري و كشاورزي اشتغال دارند علل انتقال زنكنه ها از كرمانشاه اين است كه نادر در جنگ با احمد پاشا عثماني در سال 1374 ه.ق در ذهاب كرمانشاه او را شكست داد و عده اي از طوايف لرد و كرد همدان و كرمانشاه را از قبيل ،( قرابيات و زنگنه را به خراسان انتقال دادند ) كه زنگنه ها در درگز ، نوخندان ،حصار ، خواف اسكان داده شدند .
سيستانيها :در دوره نادر شاه كه جزء سپاهيان او بودند در خراسان باقي ماندندوبعدا هم در دوره قاجاريه از سيستان كار كشاورزي و دامداري به خراسان مهاجرت كردند عمده
سيستاني ها در خراسان سكونت كردند .
طوايف سيستاني خراسان عبارتند از : سر گلزايي، افشار ، ابراهيم نژاد ، شور ديده دل سراواني ، سالاري ، مير ، سرگزي ، سيا هكله ، خمر ، جهان تيغ ، جوانشير ، امام جمعه ، پرواز ، دهباني ، عمراني ، نجفي ، كفاشي ، جرّ ،دل آرامي ،قوچي ،اردني ،سيستاني ،سند گل ،سر حدي ،سالار زايي ،عرب شاهي ،مرادي ،مراد قلي ،مدد خاني ،مددكاري ،تفضلي ، شهبازي ،فيروز كوهي ،كه اكنون اكثريت اين طايفه ها با همين نامها در شهرستان خواف سكونت دارند و زندگي مي كنند .
فيوچ(فيوج)يا غربتها : معروف است طايفه فيوج در زمان سلطنت بهرام گور ساساني ،از هندوستان به ايران آوردند تا در بزمها به خوانندگي و رقص بپردازند .كه در خراسان به آنها غرشمال مي گويند كه در اطراف بير جند ،قائن ،گناباد ،تربت حيدريه ،كاشمر و خواف و غيره
به صورت سيار يا دوره گرد زير چادر يا خانه زندگي مردان اين طايفه به كار ساختن كارد ،قند شكن ،انبر ،تيشه ميكنند ،چاقو و … اشتغال دارند .
زبان ولهجه :
با توجه به اينكه تا كنون در مورد گويش مردم كار تحقيقي نشده است اما زبان مردم شهرستان خواف فارسي ميباشد كه لهجه مردم بدليل همسايگي با كشور افغانستان ،نزديكي زيادي با لهجه دري دارد ولهجه قشر جوان به دليل همجواري با شهرهاي ديگر و مهاجرت به طرق مختلف وتحصيلات .تحت تاًثير فرهنگ شهري قرار گرفته وتا اندازه اي لغات و اصطلاحات شهري را به كار ميبرند واين گويش محلي و خاص اين منطقه ميرود تا با گسترش و نفوذ فرهنگ شهري به فراموشي سپرده شود .
البته لهجه بهلولي (بهلوري) در شهر ستان بخصوص در قسمت جنوب شهرستان رواج دارد كه بخاطر يكدستي حالت خود را حفظ كرده است.
لباس : لباس مردم خواف با وضع آب و هوايي ‎آن مطابقت دارد كه به تشريح آن ميپردازيم:
1- دستار سفيد و يرييج كه به سر مي پيچند با تحت الحنكي يك بال نيم متري كه از جلو يا پشت سر آويزان ميكنند
2- پيراهن گشاد و بلند از پارچه ساده سفيد (تيترون ) كه تا برابر زانو انداخته مي شود .
3- نيم تنه (كت ) اغلب روي پيراهن پوشيده مي شود و همچنين پالتو كه در فصل زمستان مي پوشند .
4- شلوار پرچين و پف كرده كه در دم ساق پا تنك تر مي شود .
لباس سنگاني ها ،نيشتفاني ها ، برآبادي ها و همه اهل خواف چه شيعي و چه سني مي پوشند. اما تيپ جوان و تحصيل كرده كم كم لباس بومي منطقه را كه با شرايط اقليمي متناسب است كنار مي گذارند و بيشتر به سبك شهري كت و شلوار و لباس مد روز را مي پوشند .
البته لازم ذكر مي دانم كه برادران اهل تسنن مبني بر به جا آوردن سنت پيامبر عموما لباس سفيد و بلند مي پوشند . لباس زنان و دختران شهرستان خواف هم متفاوت است ،زناني كه سن سالي از آنها گذشته همان لباسهاي قديمي كه عبارتند از : 1- چادر 2- قديفه (چارقد ) 3- وسكت
4-پيراهن بلند و گشاد 5- شلوار بلند و گشاد 6- دستمالي كه به دور سر مي بندند.
دختران جوان هم مانند پسران جوان لباسهاي مد روز را مي پوشند و بندرت دختران لباسهاي زنان را مي پوشند بطوري كه در روستاي 40 خانواري (نهور ) دختران را با مانتو شلوار ديدم.
خوراك و غذاهاي معروف :
در منطقه خواف تقريبا غذاهايشان مشابه غذاهاي سنتي و معروف كه عبارتند از :
1- اشكنه پياز داغ 2- كشك (قروت ) 3- قلور تروش 4- قلور شير 5- آش 6- اشكنه بنه
نانها : نانهاي محلي شهرستان خواف با هم تفاوت دارد كه بخش شمالي (بالا خواف ) نازك و خوردني است و پايين خواف و مركزي بصورت فتبر( تفتان ) كه اگر چند روز بگذرد خشك مي شود و خوردن آن مشكل است .
فتير : اين نان محلي است كه بهترين آن آغشته به روغن و نرم مي باشد .
چلپه (راغه جاشی) : خمير را نازك كرده و آن را داخل روغن سرخ مي كنند .
جيزقله فتير : آرد را با ‎آب و جيز قله « دنبه گوسفند را كه قبلا روغن از آنها گرفته اند » مخلوط مي كنند و آن را مي پزند.
قلفتي : خمير را آغشته به روغن مي كنند و با ادويه مخلوط كرده و در داخل قابلمه قرار مي دهند و سر آن را محكم مي كنند و در داخل تنور مي گذارند و با گرماي ملايم پخت مي شود و صبح بر مي دارند كه خيلي خوشمزه است.از ديگر نامها مي توان :نان روغني ، نان خاش خاشي ،نان كنجدي ، تفتان و غيره را مي توان نام برد .
آداب و رسوم محلي:
در جهان امروز فرهنگ و آداب با سرعت در حال تحول است مباني وبرنامه هاي آموزشي پيوسته رو به تغيير و دگرگوني ميباشد ،دانشمندان و علما هر روز نظريه هاي جديد ي در مو ضوعات مختلف به جوامع بشري عرضه ميدارند كه بر افكار و عقايد مردم اثر ميگذارد به طوري كه بر اثر تحول فرهنگي،آداب ،رسوم ،و سنت اجتماعي اهميت اوليه خود را از دست داده و در پاره اي از موارد رسوم تازه اي جايگزين آن شده است در روزگار گذشته بين اقوام و ملل مختلف ،آداب رسوم و عقايد متفاوتي وجود داشته كه قسمتي از آنها در موقعيت مكاني و زماني بر اساس نيازهاي اقتصادي ومصالح اجتماعي ما شئون خانوادگي قابل توجيه وتحليل ميباشد اما بعضي
از آنها چيزي جز عادات جاهلانه واعتقادات خرافي نبوده است به هر حال مردم خواف نيز داراي آداب ورسوم خاصي ميباشند كه به مطالبي از آنها فهرست وار اشاره مي شود .


مراسم خواستگاري و ازدواج در خواف :
مردم خواف ازدواج را مانند تمام مسلمانان و ايرا نيان يك وظيفه ديني و مذ هبي و اجتماعي مي دانند ومعتقدند كه هنگامي كه پسر يا دختر به سن بلوغ رسيد بايد ازدواج نمايد كه اين مراسم زيبا و عرفاني به شرح زير انجام ميشود .
الف )خواستگاري :براي خواستگاري مادر پسر وچند نفر از زنان عاقله به منزل دختر مورد نظر ميروند و مادر دختر از طرز برخورد مهمانها حدث ميزند كه براي خواستگاري آمده اند واگر اخلاق ورفتار و شكل وشمايل دختر مورد پسند قرار گرفت مي گويند كه براي خواستگاري
آمده ايم ودر قديم الايام مي گفتند :خدمت رسيديم ببينيم پسر ما را به غلامي قبول ميكنيد يا نه ؟
خانواده دختر در صورت موافقت در جواب مي گفتند (البته به آقايي مي پذيريم قدمش به روي دو ديده )و سپس طرفين موقع مناسبي را معين مي كنند تا مردهاي خا نواده داماد (پدر ،عمو،دايي،ريش سفيد كوچه ،)براي بله برون يا بله گويان (شيرني خوري )به منزل دختر بروند و در باره مقدار مهريه ،جهيزيه ،لوازم سر عقد ،شير بها ،نحوه بر گذاري جشن و ،… با هم صحبت مي كنند و سپس جواب گيري مي كنند براي عقد كردن .
لوازم سر عقد :طبق توافق و قرارداد در شب جواب گيري (شيرني خوري )معين شده استو دو خانوادهپسر و دختر با صلاحديد يكديگر لوازم سر عقد را خريداري وقبل از تشكيل مراسم عقد كنان لوازم را داخل سيني ميريزند وبا شادي بصورت دسته جمعي به خانه عروس مي برند وكساني كه سيني لوازم عروس را بر سر داشته باشند از طرف خانه عروس يكي يك دستمال مي گرفتند ك به اين اعمال ( تبنگ ) مي گويند كه معمو لاً شامل يك كلام الله مجيد ،آينه وشمعدان ،لباس
كامل عروس ،قند ،برنج،روغن ،حنا و … و بطور كلي آنچه كه در شب جواب گيري به توافق رسيده اند .
از ديگر مراسم عقد و عروسي ميتوان به مجلس ،عقد كنان ،حنا بندان ،حمام رفتن داماد (عروس كشي )،قند زدن ، رو نمايي و …
سيزده بدر :خوافيها معمولاً 13 فروردين را نحس مي دانندو سعي مي كنند به طريقي از خانه خارج شوند و در دشت و صحرا وكوه ودر ميان سبزه زارها ي طبيعت به تفريح وگردشدسته جمعي بپردازند و لباس نو ميپوشند .در روز سيزده ،مراسم رقص ،سه پايه ،سرودهاي محلي و تاب بازي ها و ديگر بازيهاي محلي در هواي آزاد بر گزار ميشود و دختران دم بخت دور از چشم بزرگتران رو به قبله نشسته و سبزه گره مي زنند . روز سيزده نهار بصورت دسته جمعي صرف
مي شود .وآنچه آجيل و شيرني از ايام نوروز باقي مانده است در اين روز صرف مي شود سبزه هاي عيد نيز كه معمولاً از رشد دانه گندم ،نخود ،عدس ،كه بطرز زيبايي پرورش داده اند از منزل خارج ميشود وبه آب انداخته ميشود .
از مهمترين مكانهايي كه مردم اغلب براي گذراندن روز سيزده بدر و روز نوروز و بقيه روزها يي كه تمايل به تفريح دارند مي روند . كوشك سلامه،رباط زيارت ،خواجه ورو ،بند ارزنه ،چشمه مزار ،گرماب ،پير حصبه ،باغ انبسه ،تنگل گولوش بیدپارسی درسفید و دامنه كوهها ،…


شب چله :
شب چله نخستين شب است كه در آن مردم فصل پاييز را پشت سر گذاشته مي خواهند با چهره غم انگيز زمستان رو برو شوند وقتي است كه ميوه هاي خوش طعم ومتنوع تابستان و پاييز به اتمام رسيده و معدود ي از آنها باقي نمانده و شب مزبور كه از بلند ترين شبهاي سال است ،كه شب چله (يلدا )مي گو يند.
از قديم در خانوادههاي ايراني رسم است كه در اين شب اقسام ميوه وتنقلات را تهيه كرده و دور هم جمع مي شوند تا ضمن گفت و شنود از ميوه و تنقلات ميل كنند ،كه در ميان ميوه ها ،هندوانه بيش از همه مورد علاقه عوام است كه ميگويند در شب چله بايد هندوانه خورد تا انگلهاي معده كشته شود واز گزند جانوران بويژه نيش عقرب در امان بود البته لازم به ذكر است در گذشته در اين شب كنار هم مي نشستند وقصه رستم و سهراب و امير ارسلان رومي ،وغيره را مي خواندند اما حال تلويزيون جاي هر گونه قصه گفتن را گرفته است.
مراسم اعياد مذهبي :
بر اساس اصول و معتقدات اهل تسنن و تشيع اعياد مذهبي ،عيد سعيد فطر و عيد قربان ميباشد و همچنين عيد باستاني نوروز كه اين روزهارا جشن مي گيرند وبه ديدن يكديگر ميروند ،به خانه صاحب عزا ميروند كه در همان سال يكي از اعضاي خانواده خود را از دست داده است سر ميزنند و غيره .

طب سنتي در شهرستان خواف :
خوافيها براي امراض مختلف با توجه به خواص گياهان داروئي و تجربه قبلي در اين مورد گياهان دارويي و تجربه در اين مورد گياهان خاصي را تجويز مي كنند .
1- اسهال: براي قطع اسهال ريشه آنوخ و نعناع يا پونه صحرايي را دم مي كنند و مي خورند يا ااينكه سير را مي كوبند و با ماست مخلوط مي نمايند ومي خورند .
2- چشم درد: مقداري روغن حيواني(زرد) را به چشم مي ماند ويا اينكه اگر چشم بار گرفت مقداري روغن حيواني را ميل مي كنند و همچنين سرمه مي نمايند .
3- سردرد: ببراي سرددرد اندكي ترنجبين(‌شير خشت) را در آب جوش مي خيسانند و مي خورند.
4- كمردرد: مقداري زيره و گل بابونه را مي كوبند و با زرده تخم مرغ مخلوط كرده و به كمر بندند .
5- گوش درد: دود قليان را سوراخ گوش طفل فوت مي كنند. براي كردن حشرات از گوش مقداري شير داخل گوش مي ريزند .
6- سستي كمر: به مدت 5 تا 7 روز دو عدد تخم مرغ را همراه شير و نبات بصورت معجون سوپ به بيمار مي خورانند .
7- سرماخوردگي وتب: مقداري پوست بيد را مي جوشانند و مي خورانند و يا بخار شلغم مي دهند .
8- دل درد: مقداري درمنه تركي(درمان تركي) و زيره در آب حل كرده و به مريض مي دهند.
9- گلودرد: مقداري سماق مي خورند و يا مقداري تاج خروس را مي جوشانند وبه مريض مي خورانند .
10- ترشي: مقداري روغن زرد ميل مي كنند .
صنايع دستي خواف :
صنعت قاليچه بافي: صنعت قاليچه بافي در خواف بطور عام سابقه طولاني و تاريخي ندارد از اوايل قرن 14 هجري ابتدا بوسيله زنهاي دامدار بلوچ، عرب و بهلولي در روستا گسترش پيدا كرد .
در شهرستان خواف در پنجساله اول و دوم دو شعبه فرش دستبافت در شهرستان از طرحف جهاد سازندگي جهت حمايت از قالي بافي ها تشكيل شده است و همچبين يك مركز آموز قالي بافي كه چندين دوره توانسته اند آموزشهاي لازم را به روستائيان و كساني كه به اين كار مشغول مي باشند بپردازند و همچنين با پرداخت وام قالي بافي را حمايت نمايند و سطح درآمد و سوددهي را با رنگ آميزي خوب و تهيه نقشه عالي بالا ببرند و در چندين سال اخير با حمايت دولت از اين صنايع كه بدست فراموشي سپرده مي شد توانسته است يكي از صادر كنندگان فرش در استان خراسان محسوب شود كه حتي كشورهاي خارجي نظير آلمان، فرانسه و ساير مالك صادر مي گردد و تقريباً با همين نام شهرت جهاني پيدا كرده است.
نقشه قاليچه هاي معروف خواف عبارتند از : گل بلوچي، كشميري، گل پسند، گل سوزني، گل مجمگي(قاپي) گل كتابي، گل ستاره، گل طاووسي(گلداني)، گل تركمني، گل بور، كلاه درازي، گل كج، مارپيچ، گل هواپيما، ماهي درهم .
نمد مالي :در خواف سابقه زيادي دارد كه در اصل نوعي پارچه ضخيم و يا فرش است كه از پشم تهيه مي شود واز نفوذ رطوبت و سرما جلوگيري ميكند ودر انواع مختلف براي مصرف متفاوت و نقشها آماده مي شود كه اكنون در سنگان تو ليد مي شود كه براي تهيه مطا لعه بيشتر
به سنگان رفتم كه موفق به مصاحبه با تو ليد كننده اصلي نشدم و مجبور شدم از مردم محل تحقيق كنم كه مي گفتند در مقابل اوركت آمريكائي هنوز اهميت خود را براي كشاورزان ودامداران اهميت خود را حفظ كرده است .
گليم بافي: در خواف به آن پلاس گفته مي شود يكي از صنايع دستي مردم خواف محسوب مي شود كه مدتي است گليم بافي رونق خود را از دست داده است .
كرباس بافي: يكي ديگر از هنرهاي دستي مردم خواف كه سابقه تاريخي چند هزاره دارد كرباس بافي بوده است كه به منظور خودكفايي و تهيه لباسهاي محلي رواج كامل داشته ولي از حدود سي سال قبل كه كارخانجات پارچه بافي در كشور گسترش پيدا كرده. مردم به تدريج از اين صنعت دستي، دست بر داشته ونياز خود را از پارچه هاي نازك پنبه اي متنوع كارخانجات مانند، مويي، تترون، متقال و غيره تامين مي نمايند.
اكر چه قبل از گسترش كارخانجات پارچه بافي در كشور در هر خانه شهري و روستايي منطقه خواف يك كارگاه كرباس بافي فعال بوده و همه زنان منطقه در اين هنر مهارت داشته اند ولي مرغوبترين كرباس در نيشتيفان و شهر خواف(رود) بافته مي شده است اين صنعت دستي كه متجاوز از هزار سال قبل تعريف آن شده تا همين اواخر در منطقه خواف ادامه داشته و هنوز هم تمام يا اغلب كارندگان در قيد حياتند ولي به شغل قاليچه با في كه درآمد بيشتري دارد پرداخته اند.
معتقدات مردم خواف:
1-آب را نشانه روشنايي مي دانند .
2-اگر آب هنگام ريختن روي زمين صدا كند يا بچه كوچك جارو كند مهمان خواهد آمد
3-پشت سرمسافر بايد يك كاسه آب روي زمين پاشيدتا به سلامت بر گردد.
4-هر كس روي پشت گربه يا سگ آب بريزد پشت دستش زگيل در مي آيد.
5-اگر جغد شب، هنگام غروب بر سر در خانه بنشيند و صدا كند نشانه اتفاق ناگوار است.
6-اگر كف دست راست كسي بخارد پول نصيبش بسته مي شود.
7-اگر كفشها روي هم بيفتد(پشت به پشت بزند) صاحبش به سفر خواهد رفت.
8-اگر مردي از بين دو زن عبور كند بختش بسته مي شود.
9-اگرفردي در شب توي خواب الاغ خواب ببيند خبر خوشي به او خواهد رسيد .
10-اگر كسي شب جمعه دفن شود آنرا نشانه مؤمن بو دن آن مي دانند
11 – جارو كردن در شب را نحس ميدانند .
12 – اگر كسي زير زبانش سياه باشد ،و كسي را چشم بزند حتماً صدمه خواهد ديد .
13- اگر كسي مو هاي جلو سرش دو پيچ داشته با شد دو زن خواهد گرفت .
14- اگر كسي سكسكه كند ،نان خشك بو كند خوب ميشود .
15- اگر دختري پايش بخوابد مگويند او را مي دهند به مرد دو زنه .
16- نا خن گرفتن در شب را درست نمي دانند .
17- اگر چشم كسي پرپر كند يا زياد به هم بخورد پر كاهي اگر بر روي پلك قرار بدهند خوب ميشود .
18- اگر كسي هنگام نشستن كنار آتش،دود به طرفش بيايد مي گويند او پولدار است ،
19- اگر هنگام عروسي كسي باران بيايد ،داماد زياد ته ديگ خورده است .
20- در هنگام قرار گرفتن داماد در كنار عروس هر كدام زود تر پاي خود را بر روي پاي ديگري گذاشت نشانه اين است كه در آينده از قدرت بيشتري برخوردار خواهد بود .
آثار تاريخي ونقش توريستي :
آثار تاريخي و باستاني هر ملت وقومي بيان كننده ضعف وغناي فرهنگي ،اجتماعي آن قوم در گذشته تاريخي بوده .و علاوه بر آن ميراث فرهنگي ميراث گذشتگان بشمار ميآيد .زيرا هر يك از آنها بنا بر مقاصد خاصي احداث و ايجاد شده است كه تا به امروز اثرش در جهت خير و صلاح يا عكس آن باقي مانده وبراي آگاهي نسلهاي آينده نيز مي بايست آثار پا بر جا بماند تا آنان بدانند كه گذشتگان در آن منطقه چه كرده اند و وظيفه آنها چه بوده و هست از اين روست كه حفظ اين آثار و باز سازي و مرمت آن بر دوش آناني است كه با نمايندگان جلوه هاي متعدد اين آثار ،فروغ آنرا براي آيندگان روشن نگه ميدارند . علاوه بر اين يكي از استعدادهاي ببالقوه كه ميتواند با برنامه ريزي صحيح و منطقي در دراز مدت موجبات كسب درآمد را بطريق هاي مختلف مستقيم وغير مستقيم با مرمت وباز سازي آثار و ايجاد جاذبه هاي توريستي و تفريحي مناسب سبب شود .

پنجشنبه پنجم مهر 1386 |

 

خواف شناسی

                                                                نگاهی کوتاه به شهرستان خواف

شهرستان خواف ، در خاور استان خراسان رضوی در کنار مرز ایران وافغانستان ، قرار گرفته است بر اساس سرشماری سال 1375 جمعیت این شهرستان 92158 نفر برآورد شده است که از این تعداد 167989 نفر در مرکز این شهرستان زندگی می کنند بافت قالی و قالیچه از روزگار کهن در این شهرستان رایج است قالی های یافته شده با طرح های بلوچی و ترکمنی و نقش های وافی ، گل کشمیری و قاسم آبادی عرضه می شوند ومازاد آن به سایر نقاط عرضه می شود خواف ، در دوران پیش از اسلام از سرزمین های پر رونق آیین زرتشتی بود مردم این ناحیه در سپیده دم اسلام شهر خود را به منظور دیار امن تری ترک کرده و پس از سالها آوارگی ، سرانجام در کرانه هند به سرزمین گجرات رسیدند و در آن جا شهری را بنیاد کردند ، که به یادگار سنگان خواف سنجان نامیده شد. خرابه های سنگان یا سنجاق ، مدرسه خرگرد ، مدرسه غیاثیه ، مسجد خرگرد در 6 کیلومتری شهر خواف ، مسجد ملک زوزن بناهای تاریخی و مکان های دیدنی این شهرستان را تشکیل می دهند 

وجه تسمیه وپیشینه تاریخ

خواف پیش از این به نام های روی رود رویه و روح نامیده می شده است روی ruy  در به معنی چهره و آب بسیار و رود به معنی نهری که از جویبارهای زیادی تشکیل می شود آمده است اما روی ravi به معنی ابر بسیار و آب فراوان و  شیرین است علت این نام گذاری وجود رود های متعددی است که در پیرامون این شهر وجود دارد هنوز هم شهر خواف را روی و گاه گاه روی نیز می گویند بنا بر روایتی دیگر خاف شکل کهن کلمه خواف و نام دیگر به آفرید ، پسر ماه فروردین است ، که از سیراوند خواف به منظور نوآوری در آیین زرتشت برخاسته بود.

خواف ، در دوران پیش از اسلام ، از سرزمین های پررونق آیین زرتشتی بود مردم این ناحیه در سپیده دم اسلام ، شهر خود را به منظور دیار امن تری ترک کرده و پس از سال ها آوره گی ، سرانجام در کرانه هند به سرزمین گجرات رسیدند و در آن جا شهری را بنیاد کردند ، که به یادگار سنگان خواف  سنجان نامیده شد.

خواف و زوزن در سده های نخستین هجری قمری ، از مراکز علمی پر رونق به شمار می آمده اند قرار گرفتن این دو شهر در جایگاه ارتباطی مهم بین حوزه های هرات ، قهستان و نیشابور و در حقیقت قرار گرفتن آن ها در دل خراسان بزرگ ، موجب شده بود که خواف  ، محل داد و ستد اندیشه ها باشند خواف در دوره های بعدی ، در قلمرو طاهریان ، صفاریان سیستان سامانیان آل بویه و........... قرار گرفت و در زمان خوارزمشاهیان ملوک زوزن بر آن حکومت می کردند ملوک زوزن نسبت به آبادانی خواف و زوزن علاقه زیادی از خود نشان داده آثاری از خویش بر جای گذارند روزگاری نیز ملوک نیمروز و آل کرت ، بر خواف حکومت کردند از وقایع مهم این منطقه در دوران صفیه ، می توان به لشگر کشی شاه اسماعیل صفوی به خواف در اوایل حکومت اش به منظور سرکوب مراد بیگ ترکمان اشاره کرد ظاهرا خواف تا اوایل دوره شاه تهماسب صفوی ، حکومت مستقلی داشته و در زمان سلطان محمد صفوی (986-996 ه ق ) مرشد قلی خان ، به عنوان حاکم خواف تعیین می گردد.

مشخصات جغرافیایی

شهرستان خواف با بیش از 11 هزار کیلو متر مربع پهنه ، در خاور استان خراسان رضوی ، در کنار مرز ایران وافغانستان ، قرار داد . این شهرستان از شمال به شهرستان های تایباد و تربت حیدیه از باختر به شهرستان های تربت حیدریه و گناباد، از جنوب به شهرستان قاینات واز خاور به افغانستان محدود است آب و هوای  این شهرستان معتدل و خشک بوده و بیش ترین حرارت در تابستان ها 42 درجه بالای صفر و کم ترین آن در زمستان ها 10 درجه زیر صفر است میانگین باران سالیانه این شهرستان به 185 میلی متر می رسد.

مساجد در شهرستان خواف

مسجد جامع خواف

این بنا در خواف استان خراسان رضوی واقع است بنای مسجد مشتمل بر گنبد خانه ، ایوان ، شبستان ، صحن وسرا و منبر نفیس است . از طریق پیش طاق کوچکی در دهلیز خاوری حیاط وارد مسجد می شوند نمای اصلی صحن ایوان و سیعی به ابعاد 7/10*10*9/5 متر است که از طریق راهروی موربی در انتهای آن به فضای گنبد خانه می رسند در بخش خاوری گنبد خانه تالار مستطیل شکلی وجود دارد که از طریق یک ورودی در گوشه شمال خاوری گنبد خانه بدان راه می یابند این تالار در دیگری به حجره های اطراف صحن واز آنجا به خود صحن دارد عدم تناسب در ترکیب این سه بخش ایوان گنبد خانه وتالار می رساند که احتمالا ایوان و تالار مستطیل در دوره تیم و ریبه گنبد خانه الحاق شده است ایوان در دیوارهای جانبی خود طاقنماهای عمیقی دارد در زیر طاق ایوان یک افریز افقی است که احتمالا در گذشته پوشش گچی یا کاشی داشته است بر فراز این افریز در دیوار قبله یک دهانه نیم شش ضلعی است که از روزنه های واقع در میان گنبد خانه و ایوان می توان داخل آن شد پوشش ایوان توسط طاق هایی در سه بخش انجام شده است یک طاق و سیع مرکب از رج های افقی در دنبال آن طاق وسیع دیگری  و سپس بخش بسیار پهنی به طرز افقی میان اضلاع و در آستان آنها ساخته شده لیکن در بخش مرکزی رج های آن عمودی است احتمالا بخش چهارمی با برج های افقی نیز وجود داشته که توسط پرکار گچی دیوار قبله ایوان ازچشم پنهان شده است یکی از طاق نماهای واقع در یوارهای ایوان هنوز طاق کوکبی جالبی دارد که دهانه مستطیل شکل را می پوشاند قوس های طاق کوکبی در پیرامون خود گچ بری های منشوری شکلی از نوع گچبری های دوره تیموری دارد گنبد خانه محوطه وسیعی است که از دوجهت به ایوان و تالار متصل است و بدان ها راه دارد در دیوار های این بخش علاوه بر محراب طاق نماهایی نیز کار شده است تالار مستطیل نیز که به نظر می رسد همزمان با ایوان باشد مرکب از یک دهانه گنبد دار در شمال باختر یا ست هیچ نوع تزیین خاصی در مسجد به کار نرفته است.

در داخل مسجد منبری قدیمی با هفت پله وجود دارد در اضلاع منبر ، تنگه های منبت در قاب چوبی طرح هایی هندسی تشکیل می دهند در قسمت بالا ، اضلاع به صورت  شبکه ای چوبی ادامه یافته و در پشت کتیبه ای است که بر اساس متن آن این منبر در سال 908 ه ق به مساعی خواجه مجد الدین محمد انحوافی و استادی صدرالدین بن استاد نجم الدین محمد سمنانی به انجام رسیده است با توجه به ویژگی های معماری مسجاری به نظر می رسد که بنای گنبد خانه در دوره مغول ساخته وایوان و تالار مستطیل در دوره تیموری به آن افزوده شده باشد.

مسجد جامع سنگان خواف

این بنا در محله پایین ده روستای سنگان پایین در 19 کیلو متری جنوب خاوری خواف واقع شده و بنا یاولیه آن از آثار دوره خوارمشاهیان در ایران است.

بنای مسجد مشتمل بر سر در ورودی صحن ایوان رواق و شبستان است ورودی بنا از سمت شمال خاوری به صورت ایوان کم عمقی است که پوشش آن با کار بندی و مقرنس کاری ساده گچی مزین شده است صحن مستطیل شکل مسجد به ابعاد 15*10 متر با آجر فرش شده است و در ضلع باختریان ایوان اصلی و قبله بنا در اضلاع شمالی و جنوبی رواق و در جهت خاوری آن در اصل ایوانی بوده که بعدها به شبستانی تبدیل شده است دهانه ایوان باختر یحدود 6/5 متر است جرزهای طرفین این ایوان به جهت نیروی رانشی طاق و زلزله های صورت گرفته بیش از 50 سانتی متر از راستای شاغول خارج شده وپوشش اولیه آن فروریخته است. پوشش ایوان بعدها بازسازی شده اما انحنای دیوارها هنوز باقی است به صورتی که فاصله دو پایه ایوان در پایین از فاصله آن ها در بالا کمتر است پوشش ایوان با طاق و گهواره های عرضی صورت گرفته است در اضلاع طرفین ایوان مجموعا چهار درگاه با پوشش طاقی به رواق های کناری ایوان مرتبط می شوند بر پا کار طاق ایوان یک نوار کتیبه مانند باآجر چینی تزیینی به صورت خفته راسته ایجاد شده است در انتهای ایوان محرابی به ارتفاع 2/60 و دهانه 1/20 متر قرار دارد که سطوح آن ساده گچی است و با طاقنماهای ساده و تزیینی نماسازی شده است در طرفین ایوان دو ایوانچه با نمای دو طبقه ساخته شده که پیشانی آن ها و ایوان با آجرهای مشبکی با طرح هشت ظلعی که در وسط آن گل میخی از جنس آجر لعابدار فیروزه ای منقوش به  کلمه مقدس الله نصب کرده اند تزئین شده است که قابل مقایسه با تزیینات ضلع خاوری صحن مسجد جامع گناباد از اوایل قرن هفتم هجری است رو به روی ایوان با ختریدر جهت دیگر صحن ایوان کوچک تری قرار داشته که بعد از خراب شدن با تغییراتی و نیز الحاق بخش های جانبی به شبستانی تغییر شکل یافته است.

رواق های ظلع شمالی و جنوبی هر کدام با چهار دهنه به صحن مربوط می شود کچلی های بالای این دهنه ها دارای تزیینات زیبایی آجری بوده که تنها بخش هایی بر جای مانده است آجر های این تزینات به اشکال هلالی گل های سه پروشش پر تر اشیده اند پشت این دهنه ها را هروری مستقفی واقع است که پوشش راهروی جنوبی آن پس از تخریب با پوشش مسطح چوبی جایگزین شده است در این بنا هیچ کتیبه یا مدرکی در خصوص تاریخ ساخت بنا در دست نیست اما با توجه به شیوه پوشش ایوان نقشه دو ایوانه وتزیینات آجر کاری مشابه تزیینات مورخ 609 ه ق مسجد جامع گناباد ، می توان بنای اولیه را مربوط به دوره خوارزمشاهیان دانست در دوره اخیر نیز تعمیراتی در این مسجد صورت گرفته است.

مسجد گنبد خواف

در خرابه های شهر سنگان خواف که در قرن اول اسلامی شهری آباد بوده است دو اتاق گنبددار باقی مانده که از خشت خام ساخته شده اند در درون این اتاق ها و گنبد آنها تزیینات گچبری ارزنده ای مشاه ده می وشد که به رنگ آبی و سفید است در وسط اتاق سنگ قبری نصب شده است که طبق کتیبه آن بنای مزوبر به اوایل دوره صفاری (قرن 3 ه ق ) مربوط است این بنا که آن را به نام مسجد گنبد نیز نامیده اند در 100 کیلو متری جنوب مشهد وقاع شده است.

مسجد ملک زوزن خواف

این مسجد در دشت زوزن خواف واقع شده است از ساختمان اصلی این مسجد که به اوایل قرن هفتم  هجری قمری تعلق دارد ، چند پایه و دو دیوار و سردری باقی مانده است و در کتیبه آن نیز تاریخ 600 و 610 هجری قمری قید شده است این مسجد از لحاظ تزیینات و نگاره های خط کوفی جالب توجه است آثار باقی مانده این مسجد معرف معماری و تزیینات قرن هفتم هجری قمری می باشند ساختمان ایوان و تاق ها و سایر ریزه کاری های هنری این بنا موجب شده است که مسجد زوزن در شمار زیباترین مساجد تاریخی قرن هفتم هجری قمری محسوب شود این مسجد تحت شماره 340 در شمار آثار تاریخی به ثبت رسیده است.

مسجد خرگرد خواف

در 6 کیلو متری شهر خواف قرار دارد و در حال خراب شدن است گویا یکی از نظامیه های سرشناس است خواجه نظام الملک در 540 ه ق آن را ساخته است کاشی ها و تزیین های آن می رساند که در این بنا تا چه اندازه هنر و زیبایی به کار رفته است.

نظامیه خرگرد خواف :

خواف

شهرستانی از شهر های استان خراسان در جوارمرز مشترک با کشور افغانستان و در همسایگی شهرستانهای : تربت حیدریه تایباد طیبات قائن و ... که تا سال 1368 هجری شمسی به عنوان یکی از بخشهای پنج گانه شهرستان تربت حیدریه به شمار می آمد واز آن سال به بعد به عنوان یک شهر ستان مستقل در تقسیمات کشوری منظور گردید شهرستان خواف دارای سه بخش به نامهای بالاخواف میان خواف جلگه زوزن میباشد این شهر دارای پیشینه تاریخی است و نواحی تاریخی آن عبارتند از خرجردزوزن سجاوند یا سیجاوند سنگان یا همان سنجان قدیم.

در لغت نامه دهخدا در مقابل عنوان خواف اینچنین نگاشته اند:

نام یکی از بخش های پنج گانه شهرستان تربت حیدریه که در جنوب خاوری آن شهرستان واقع است به حدود زیر :

شمال و خاور بخش طیبات و قسمتی از مرز ایران و افغانستان شمال وباختر بخش قاین این بخش کوهستانی و در جنوب رود شور و کنار مرز ایران و افغانسات در جلگه و زمین هموار قرار دارد و هوای آن اغلب بواسطه وزش بادهای شدید مخصوصا بهار و پائیز غبار آلود و پر از گرد و خاک میباشد ارتفاعات با حرز از جنوب خاوری آن به طرف باختری ممتد است و بخش خواف را از بخش طیبات جدا می کند و امتداد آن تا کتل خاکی پیش میرود و بعد از ان به اسم که چهل تن و که قلعه تا شمال بخش خواف امتداد دارد خواف را رود دائمی نیست فقط دو رشته مسیل بهار آبه که هر دو از شمال باختر بخش جریان دارد و به نام رود شور داخل خاک افغانستان میشود و در آنجا موجود است این بخش از چهار دهستان به نام بالا خواف میان خواف و پائین خواف و جلگه زوزن تشکیل شده است که جمعا دارای 98 آبادی بزرگ و کوچک است محصول عمده آن غلات زیره و درخت کاج شغل اهالی زراعت وگله داری و از صنایع دستی زنان قالیچه و کرباس بافی است.

خرگرد خرجرد :

روستائی کهن با ساکنانی اندک در کنار جاده آسفالته خواف تایباد و در پنج کیلو متری شهر خواف در باره این روستای کهن که خود روزگاری شهری مهم وباستانی بوده است لسترنج در این باره چنین میگویید:

خرجرد نام یکی از شهر های مهم خواف است این نام به شهر خرگرد و خرد گرد نیز مشهور است ولی ابن حوقل آنرا به صورت خرگرد که یاقوت آنرا فرجرد ضبط نموده است کوسوی یا کوسویه نزدیک به روخانه هرات و در شمال خرگرد واقع و بزرگترین این هر سه شهر بود و یک سوم شهر بوشنج که مجاور آن بود و سعت داشت تولد جامی و عبدالرحمن جامی در خرگرد اتفاق افتاده است واین خرگرد از نواحی ولایت جام است و این قصبه اینیست که در اطراف مقبره شیخ احمد جام ژنده پیل به نام تربت جام وجود دارد:

در فرهنگ جغرافیائی ایران نیز در ذیل عنوان خرگرد آمده است:

دهی است از دهستان رود میان خواف واقع در 6 هزار گزی جنوب خاوری رود سر راه شوسه عمومی خواف به نیاز آباد این دهکده در جلگه ای واقع با آب وهوای معتدل آب آن از قنات و محصول آن عبارت از غلات وپنبه و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی و راه آن اتو مبیل رواست.

نظامیه خرگرد:

درمیان روستای خرگرد در کار جاده شوسه خواف تایباد که از میانه این روستا میگذرد مسجدی تازه ساخت وجود دارد که توسط جهاد سازندگی بر تنها آثار برجای مانده این نظامیه ساخته شده است مسجدی که اخرین آثار این بنای تاریخی را برای همیشه از صحنه روزگار محو کرده است در هیچ یک از منابع  قدیم اشاره ای مفید به وجود مدرسه نظامیه در این محل نشده است تنا سند معتبر در این زمینه کتیبه ای است که بر روی قسمتی از ایوان مخروبه مدرسه موجود بوده و به علت ترس از تخریب و کمک در حفظ آن توسط اداره باستانشناسی ازبنا جداو به موزه ایران باستان منتقل می گردد و همکنون با عنوان کتیبه نظام الملک در این موزه  نگهداری میگردد.

نگاهی به ویژگیهای معماری ایرانی در نظامیه خرگرد:

مدرسه نظامیه خرگردمدرسه ای است چهار ایوانی با منحنی مربع شکل که به دور این صحن مربع شکل چهر ایوانی به اندازه های مختلف و پهناها وعرض های مختلف قرار گرفته بودند ایوان قبله در این بنا ایوانی است با عظمت تر ودارای ضخامت بیشتر از سایر ایوانها  ضخامت ایوان قبله 20/2 و  سایر ایوانها 1/80 میباشد و دروسط ضلع چپ  ایوان قبله ایوان کوچکتر و در مقابل آن در وسط ضلع راست ایوان قبله ایوانی دیگر به صورت قرینه وجود داشته است و به عبارتی دیگر مدرسه نظامیه خرگرد متشکل از صحنی مربع و به همراه چهار ایوانی که محور طولی وافق صحنی و محل های مسکونی واقع در چهار گوشه که به این طریق به بنا شکل می داده اند قرار داشته اند فاصله ایوان شمالی این بنا از محور اصلی بنا به طور محسوس کمتر از نیم عرض ایوان قبله حتی ایوانهای جانبی است این ایوان از محور اصلی بنا به طور محسوس کمتر از نیم عرض ایوان قبله و حتی ایوانهای جانبی است این ایوان احتمالا راهروی ورودی به مدرسه نیز بوده است وعرض ان نیز کمتر از عرض ایوانهای جانبی است این مدرسه از آجر پخته ساخته شده و در برخی قسمت های بر جای مانده آن شکل آجر چینی خفته راست زبگزاک مشاهده شده است.

به طور خلاصه میتوان این مدرسه را اینگنه مجسم کرد که :

بر گرد صحنی مربع شکل چهار ایوان به اندازه ها و پهنا های متفاوت که عظیم ترین آنها ایوان قبله بوده وجود داشته که بر بنائی یک حلقه متصل می شده اند مشرف بوده است. 

ویژگیهای معماری ایران در مدرسه نظامیه خرگرد عبارتند از :

بنای چهار ایوانی بر گرد صحن مربع شکل است.

عظمت ایوان قبله نسبت به سایر ایوانها که با توجه به مذهبی بودن بنا اولین ایوان مورد توجه نیز به شمار می رفته است این ایوان دارای پهنای بیشتری نسبت به سایر ایوانها بوده است نمونه این سبک معماری در آثار زیر قابل مشاهده است:

مسجد جامع (جمعه )اصفهان مسجد شاه اصفهان مسجد ملک کرمان مدرسه مادر شاه در اصفهان مسجد گوهر شاد در مشهد که برای این قائده کمی فقط یک استثنا وجود دارد و آنهم در نزدیکی همین بنا و در یک بنای مدرسه ای است مدرسه غیاثیه خرگرد !.......... چون دارای مسجدی مجزا از صحن مدرسه است و همه ویژگیهای مذهبی را از ایوان قبله در طول بیشتر پهنای بیشتر وجود محراب بلند ای طاق بیشتر ما را حذف کرده اند به طوری که این ایوان با عظمت تر از ایوانها نیست و فاقد محراب است.

اینوان شمالی در اهمیت دوم پس از ایوان قبله قرار دارد و سپس ایوانهای جانبی قرار دارند ولی در این بنا به علت وجود راهروی ورودی و مدخل مدرسه عرض آن کمتر از دو ایوان جانبی است که این امر نیز کاملا طبیعی می باشد و نظیر این حالت در ایوان شمالی مسجد اصفهان پهنای ایوان شمالی 8 متر و پهنای ایوان جانبی 11 متر است و همچنین در مسجد جامع کرمان پهنای ایوان شمالی 6 متر و پهنای ایوان جانبی 5/6 متر وجود دارد به عبارتی دیگر در معماری ایران سلسله مراتب ایوانها در بنای مذهبی بر مبنای محلی است که در اطراف صحن در اشغال دارند و براین اساس است که الگوهای معماری گاهی دستخوش تغییر می شوند بر همین اساس ایوان قبله همیشه با عظمت ترین ایوانهاست و بعد از آن علی الاصول ایوان شمالی می آیید و سپس ایونهای جانبی که در مرتبه سوم قرار دارند ولی هنگامی که ایوان شمالی به عنوان راهروی ورودی به صحن بنا به کار گرفته شود عرض آن کمتر از عرض ایوانهای جانبی خواهد بود.

نظامیه خرگرد در شمار بناهایی است که میتوان این سیر تاریخی را در آن جاری دانست.

مدرسه

خانه سبک خراسانی

کاروانسرا

مشاهدات آندره گدار  از مدرسه نظامیه خرگرد:

پروفسور آندره گدار فرانسوی باستانشناس معروف فرانسوی است که قسمت عمده تحقیقات و کشفیات باستانشناسی مربوط به این مدرسه را انجام داده است و مشاهدات او تنها اسناد و مدارک معتبر و مطمئن علمی هستند که از حضور این مدرسه تخریب شده حکایت دارند آندره گدار در کتاب آثار ایران اینچنین نوشته است:

این مدرسه دیگر حتی یک خرابه نیز به شمار نمی آیید بلکه تلی از خاک است که مشکل بتوان در آن چیزی جز یک صحن وایوانی که در انتهای آن محراب قرار گرفته  باز شناخت با این همه این بار در مراجعت از رباط شرف از این بنای غیر مذهبی که به گمان من در اصل مذهبی بوده و بعضی نکات مجود در نقشه آن مرا سخت برانگیخته بود بازدید کردم و تصمیم گرفتم دقیقا دریابم که آیا نظامیه خرگرد در اصل یک ایوان دو ایوان یا چهار ایوان داشته است به عبارت دیگر این بنا که نام سازنده پر آوازه آن یعنی نظام الملک مبین تاریخ احداث آن میباشد میتواند به عنوان نمونه این شاخص برای بناهائی که ویژگی آنها وجود چهار ایوان میباشد به شمار آیید یا خیر به این سبب در میان انبوده خشت وخاک در هم ریخته که نماینده بنای قدیمی مدرسه وخرابه ای ساختمانی بود که در طول قرون به آن اضافه شده و به جستجوی دیواره های اولیه مدرسه بر آمدم دیوارهائی که با توجه با توجه با ایوانی که هنوز پا برجاست تجسم آنها امکانپذیر مینمود من موفق شدم اضلاع اصلی بنا را اندازه بگیرم گوشه جنوبی صحن در فاصله 30/5 متری نمای خارجی دیوارچپ ایوان بزرگ و 90/5 متری قطعه دیواری به وطول 11 متر و عمود بر صحن قرار گرفته است این دیوار در آن قسمت که در نقشه مشخص شده است هنوز به بخش نمای خارجی خود که شبیه تزئینات داخلی دیوارهای ایوان اصلی است.

غیاث الدین وقوام الدین شیرازی :

بنای مدرسه غیاثیه خرگرد توسط مرحوم خواجه قوام الدین شیرازی ساخته شد و پس از مرگ وی در حین ساخت مدرسه توسط غیاث الدین شیرازی به اتمام رسید  ساخت این مدرسه بر اساس کتیبه ای که در کناره ایوان ورودی وجود دارد در سال 1443 م و 896 ه ق حکایت میکند.

توصیف اجمالی از اجزای بنا :

سرد رورودی شمال غربی :

مدرسه شامل یک صحن میشود که چار ایوان وحجره هایی در دو طبقه آن را حاطه نموده است در چهار گوشه ی صحن اتاقهایی با سقف گنبدی شکل واقع شده است ورودی اصلی مدرسه شامل یک هشتی است که از دو قسمت راست وچپ  به دو اطاق بزرگ به سقف گنبدی ختم میشود فضای سمت راست یک مسجد وفضای سمت چپ سالن اجتماعات است هشتی حد فاصل بین این دو فضا دارای سقف گنبدی میباشد.

نمای بیرونی بنا :

مدرسه از چهار جانب آزاد بوده و با هیچ سازه ی دیگری تماس نداشته است مدرسه ی غیاثیه خرگرد یکی از بزرگترین بناهای معماری ایران است که گل نمای خارجی آن پوشش تزئینی در برگرفته از گل است هنرمندان دوره تیموری در کاشی سازی و کاشی کاری واجرای دیگر تزئینات بنا از شیوه ای استفاده می کرده اند که بدین وسیله سطح وسیعی در باره اینروش را ارایه داده است.

بدنه های دیوار را پوشش از کاشی و آجر که در ملات گچ  جای داده شده در برگرفته و در رگه های بین آجرها گره هایی به صورت افقی وعمودی تراشیده شده است ابعاد آجرهای به کار رفته در دیوارهای بنا عبارتند از 6*25*25 سانتی متر.

نمای اصلی :

این نما از لحاظ ظاهری به سه بخش عمده تقسیم میشود ایوان مرکزی گروهی متشکل از سه طاق نما برج هایی که در گوشه ها واقع شده اند . این ترکیب طاق نما برج های گوشه ها و دیواره های داخلی با بناهایی از دوران سلجوقی همچون کاروان سراهای دایه خاتون و رباط شرف قابل مقایسه است.

شباهت مدرسه غیاثیه خرگرد با آثار معماری دوران سلجوقی به حدی رسیده است که ما این شباهت را در دیگر آثار عرصه تیموری مانند زیارتگاه احمد بن یساوی 1397 م مسجد بی بی خانم سمرقند 1404 م تا 1399 و بنای گاز رگاه نمی بینیم.

در دو بنای اخیر ایوان مرکزی چه از لحاظ برش عمودی و چه از نظر پلان افقی هم چون مدرسه ی غیاثیه ی خرگرد طراحی شده است.

یک پوشش تزیینی که همکنون اثری از آن برجای نمانده است بخش پایینی نمای مدرسه را در برگرفته است در ایوان نقوش شش ضلعی وجود داشته است که در قسمت پایین دیوار درونی مسجد وجود داشته اند شیوه ی تزئین سرتاسر نمای بیرونی بنا را در بنای گاز روگاه نیز مشاهده مینمائیم. کتیبه های اصلی درپشت ایوان همان طراحی را که بر روی طاق ایوان به کار رفته است دارا می باشند در مسجد گوهر شاد مشهد (1418 م ) که توسط قوام الدین بنا شده است کتیبه ای در محراب مسجد به چشم میخورد که همچون مدرسه غیاثیه خرگرد به دنبال کتیبه ی طاق ایوان به کار رفته شده است اما در مسجد گوهر شاد کتیبه مذکور به کتیبه اصلی که برروی دیوار سر در ایوان نقش بسته است در درجه ی دوم اهمیت قرار دارند.

کناره های ایوان با استفاده  از فن کاشی کاری به وسیله ی حاشیه از جنس کاشی زینت یافته است پلاک های نوری شکلی که کلمه ی الله بر روی آن ها نقش بسته است به گونه ای مرتب شده اند که با اتصال گوشه های آن ها به یکدیگر شکل یک هشت ضلعی ایجاد گردیده است.

تزیینات به شکل مورب بر سطح خارجی دیورهای مدرسه تکرار شده است به نظر می رسد که در گذشته کتیبه ای بر زمینه ی کاشی سطح فوقانی نمای دیوار بیرونی را دور می زده است اسپرطاق نماها باتزئینات کاشی پوشیده شده است فرورفتگیهای موجود در اندود و گچ حاکی از آن است که روزگاری عناصر تزئینی بر روی آنها نصب بوده است بخش بیرونی ایوان که همچون سردر طراحی شده است با تزئینات معماری مزین شده است در هر طرف ایوان ورودی سه طاق نما وجود دارد که با بهره گیری از فنون کاشی کاری و بنایی توسط لوزی شکل زینت یافته اند که کتیبه ای از جنس کاشی بنا گردیده اند.

نمای اصلی بما که سر در ورودی بنای مدرسه را در بر میگیرد از لحاظ زیبایی و به کار گیری کاشی کاری واستفاده از تزیینات هنر معماری دارای شکوه وجلال بیشتری نسبت به طرفین پشت بنا است بنا بر این تاثیر نقوش واقعی بر روی نمای اصلی بیشتر از دیگر عناصر معماری واقع در این اثر معماری هم چون ایوان برج ها اتاق های گنبدی سقف گردیده است با نگاهی گذرا میتوان نمای اصلی مدرسه خرگرد را به مثابه نمای اصلی بنای گازرگاه دانست.

چنان چه نمای اصلی بنای گازار گاه از ترکیب برج طاق نما ایوان طاق نما برج تشکیل گردیده است شکل نمای اصلی مدرسه خرگرد به صورت برج گروهی از طاق نما های ایوان گروهی از طاق نماها تعریف میشود تفاوتی که بین طاق نمای جانب برجها دیده می شود نه تنها در عرض بلکه در عمق نیز میباشد این تفاوتبه هنگام طلوع خورشید وارتفاع سایه ها به روشنی ملاحضه می شود.

ورودی های مرکب درونی :

جالب ترین در اصلی ورودی مرکب  اطاق های گوشه ی صحن است که به وسیله پوشش گنبدی مسقف گردیده است معماری در ساخت این ورودی ها به تقلید از مسجد مولانا در تایباد صورت گرفته است.

گنبد شانزده ضلعی هشتی مابین دو فضای مسجدو سالن اجتماعات برروی شبکه ای از گچ بری های مایل واقع شده است این هشتی به عنوان گذر گاهی برای ورود به مسجد سالن اجتماعت وایوان به کار می رفته است در هر جانب این هشتی دو فضای کوچک گنبدی وجود دارد که فضای مربعی را بااستفاده از گوشواره هایی به دایره ای زیر گنبد متصل می کنند و در مسجد وسالن اجتماعی نحوه ی اتصالات فضای چهار گوش به پایه ی گنبد متفاوت است.

در مسجد چهار فیبگوش شکل چهار ضلعی فضا را به هشت ضلعی تبدیل می کنند حلقه ای از مقرنس ها شکل یک دایره مقرنس کاری شده را بر فراز فضای مسجد به وجود آورده اند هشت نورگیر دور تا دور پایه گنبد ورا فرا گرفته است.

بین هر دو نور گیر نورگیر بسته قرار گرفته است  پوشش داخلی گنبد آسیب زیادی دیده است که اخیرا به همت میراث فرهنگی ترمیم شده است آجر چینی قسمت فوقانی گنبد اخیرا باز سازی شده است در سالن اجتماعات به نظر می رسد که وزن عمده گنبد را تشکیل میدهند.

در این جا نیز پایه ی گنبد توسط هشت نور گیر به بیرون راه می یابد چنین سیستمی در ایجاد طاق گنبد در مسجد مولانا در تایبا (1444 م ) که توسط گنبدی با پایه ی دارای شانزده طاق پوشش میابد نیز دیده می شود.

دو ناحیه در مسجد و سالن اجتماعات تزئینات روی دیوار را نشان می دهند نوار افقی زیر نورگیر ساده بود و اساس توسط نقوش سطحی جلوه می یابد. بر بالای آن چه گفته شد در گاهی های کوچک ساده ای وجود دارد که به تدریج به مقرنسهای لانه زنبوری سالن اجتماعات به طاق های متقاطع حامل گنبد تبدیل میشوند نوری که از نورگیر ها بهه داخل بنا نفوذ میابد بوسیله حلقه واقع در زیر پایه گنبد تقویت یافته و باعث روشنائی بیشتر فضا میشود در طرح عملیات حفاظت بنا توسط وزارت فرهنگ وهنر سابق آثاری از شیشه در زیر پنجره ها وطاقچه های جنوب غربی سالن اجتماعات یافت شده است. خرده شیشه ها دارای یک میلی متر ضخامت وغالبا رنگی بودند رنگ هایی از قبیل قهوه ای سیر فیروزه ای و آبی روشن.

قطعه های کوچکی از گچ بری قالب ریزی شده نیز بافت میشود که به عنوان قاب هایی برای شیشه های رنگی استعمال میشده است با استفاده از این وشواهد می توان نورهای الوان که از میان پنجره ها بر روی مقرنس های اطراف آن ها می افتاد را به خوبی تصور کرد استفاده از شیشه در بناهای دیگر از دوران تیموری همچون گور میر 4/1403 م وعشرت خانه 1464 م مشاهده نمیشود.

تزئینات رنگی :

بخش پایین دیواره های مسجد و سالن اجتماعات با بهره گیری از نقوش هندسی تزئین یافته اند رنگ های استفاده شده در این نقوش عبارتند از سبز ، آبی ، زرد و قرمز ، حاشیه ای از نقوش منفرد مربع شکل دورتا شکل دورتا دور ازاره ای دیوارها را احاطه کرده است بر بالای آن کتیبه ای رنگی به خط کوفی قرار دارد. 

ناحیه اتصال دیوار به نورگیر های طاقی کشل و بخشی که مقرنس ها را در بر گرفته اند اند به وسیله تزئینات رنگی پوشش یافته است زیر نور گیرهای بسته را مجموعه ای از نقوش مرکب گیاهی تزئین کرده اند که توسط نقوش اسلیمی احاطه شده اند نور گیرهای فوقانی و مقرنس های اطراف آن ها را نقوش به سه موقوع : نقش هایی که افتاده یا محو شده اند ، ستاره های پنج پر و نقوش مرکب پوشش میدهند در دل اسلیمی هایی قرار گرفته اند .

درون وبرون نقوش مرکب با عناصر تزیین گیاهی پوشش یافته است انگار هایی بسیار ضعیف از نقوش رنگی بر روی گنبد سالن اجتماعات دیده می شود تعداد نقوش مرکب تخم مرغی شکل در مرکز و حاشیه ها قابل مشاهده اند و به نظر میرسد که هر قسمتی ازدیوار تزئینات خاص خود را داراست بخش های پایینی داخل فضا ها بخش های پایینی سطوح اسده و گچ بری های کامل قسمت فوقانی دیوار تزئنیات را ویژه بر روی دیوارهای در حالی دارای شیوع و پیچیدگی می باشد به نوعی به وحدت و یگانگی نقوش دلالت می کند. 

تزئینات رنگی در مدرسه ی غیاثیه خرگرد شباهت زیادی با تزئینات مسجد گوهر شاد بنایی که قوام الدین قبل از بنای مدرسه خرگرد به پایان رسانید دارد این شباهت را میتوان در عناصری هم چون نقوش هندسی پایین دیوارها نقوش مرکب کوچک ونقوش اسلیمی در بالای دیوارها مشاهده کرد ولی نقوش و عناصری نیز دیده می شود که قابل مقایسه مسجد گوهر شاد نیست مانند نقوش مرکبی که در سالن اجتماعات مدرسه وجود دارند این نقوش مشابهت اطراف گنبد بقعه نعمت الله ولی در ماهان کرمان دارند.

وجه در خارج مرزهای جغرافیائی کشور مان امروز با یک برنامه حساب شده فنی علمی وامنیتی می توان از اشتهار واعماد این سرزمین در سرزمینهای شرقی سود جست و همسایگانمان همچون افغاستان ، پاکستان ، تاجیکستان و .... را به بهانه تحصیل و علم اندوزی به این منطقه کشانید امری که با تاسیس چند دانشگاه و موسسه آموزش عالی یا حتی یکی حوزه علمیه جامع و مانع میتواند صورت گیرد.

برنامه ریزی برای وحدت مذاهب چهار گانه اهل سنت و شیعیان با توجه به وجود پیروان حنفی مذهب در سرح این شهر ستان ونفوذ علمای این دیار درسراسر جنوب خراسان و آن سوی مرزها نقش موثر سیاسی امنیتی است که تا امروز برای آن برنامه ریزی خاصی نشده است بیشک تکیه براین نقش میتواند موج پایداری در وحدت جهان اسلام خصوصا در شرق کشور وایجاد امنیت پایدار داشته باشد.

                                                     برای اطلاعات بیشتر ما را در این امر یاری کنید.

                                                                                    پایان

شنبه ششم مرداد 1386 |

 
Blog Skin